( 1 ) مىشد ، بدانجا نزول كرد .
184 ) حذيفة بن اليمان : ابن اليمان حسل بن جابر العبسىّ القناطيرى مكنّى به أبى عبد اللّه . و چون به قناطير كه موضعى نزديك كوفه است منزل كرد ، او را قناطيرى نيز مىخوانند . كاتب حرص نخيلات بود . وى را از دار رسول ( ص ) بود و حضرت اسماى منافقين صحابه را به دو إبراز فرمود . و آنگاه كه دور خلافت به عمر رسيد ، از وى درخواست تا نامهاى منافقين به دو افشا كند ، و او از قبول خواهش عمر سرباز زد . و عمر تنها هر گاه حذيفه بر جنازهء يكى از اصحاب حاضر نمىآمد درمىيافت كه وى از منافقين است و از اين رو او نيز حضور نمىيافت . گويند وى برخى از اسرار رسول ( ص ) را به حسن بصرى آموخت و نيكويى وعظ و تذكير حسن از آن اسرار باشد .
گفت زان فصلى حذيفه با حسن * تا بدان شد وعظ و تذكيرش حسن
« مولوى » وفات وى چهل روز پس از قتل عثمان بود و مدفن وى به مداين در پاى ايوان است ؛ ( دهخدا ) .
185 ) آل جفنه : شعبهاى از قبيلهء ازد [ ازد كهلان ] از اولاد جفنة بن عمرو كه در حدود شام از دست قياصره ، دولتى تشكيل دادند كه تا ظهور و غلبهء اسلام باقى بوده و امراى اين دولت را غساسنه و ملوك غسّان نيز گفتهاند . و آنان از يمن بودهاند . در شمارهء ملوك اين سلسله و اسامى و مدّت فرمانروايى ايشان اختلاف بسيار است و مورد اتّفاق اينكه آخرين ايشان جبلة بن الأيهم بوده است كه در زمان خليفهء دوّم اسلام آورد و بعد مرتد شد ؛ ( دهخدا ) .
186 ) حسّان بن ثابت : ابن المنذر . . . الأنصارى الخزرجى ثم النجارى . شاعر رسول خدا ( ص ) و از مخضرمين كه جاهليت و اسلام ، هر دو را ، ادراك كرد . از شيخ مفيد نقل شده كه حسّان پس از مرگ رسول خدا ( ص ) از امير المؤمنين [ على ( ع ) ] منحرف و عثمانى بود ، و مردم را به جنگ با او تحريض مىكرد و به يارى معاويه مىخواند . وى در نظم و نثر معروف است . شمس الدّين سامى گويد : « پيغمبر در مسجد منبرى مخصوص براى حسّان بن ثابت نهاده بود و سميرين خواهر ماريهء قبطيه را نيز به وى تزويج كرده . . . »
( دهخدا ) . « . . . و يك صد و بيست سال زندگى كرد . شصت سال در جاهليّت و شصت سال در اسلام ، و از ترس در هيچ جنگى شركت نكرد . » ( آفرينش و تاريخ ، 5 ، 126 ) .
« . . . و فقط در غزاى خندق در بين زنان و بچگان در لشكرگاه حضور يافت . » ( دهخدا ) .
187 ) عمواس : نام باستانى آن اماوس ( ) . شهر قديم فلسطين در 32 كيلومترى شمال غربى اورشليم . قيصر آن را مركز كشور كوچكى متشكل از چند شهر قرار داد .
و اروس سردار رومى آن را سوزانيد ( 4 ق م ) ، و پس از آن شهر كوچكى گرديد . مع ذلك به سبب اهميّت سوق الجيشى آن وسپاسيانوس آن را اردوگاهى مستحكم ساخت . پس از فتح اين ناحيه به دست مسلمانان ( در 13 هجرى بعد از فتح اجنادين ، يا در سال 17 هجرى