هستى ( و قصد دارى كه ما را فريب دهى و اغفال نمائى ) .
5 - حديث كرد مرا پدرم از . . . از حسين بن نعيم صحّاف كه گفت از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم : آيا ممكنست مرد مؤمنى كه ايمانش ثابت شده باشد ( پيش خداوند و ) خدا او را بعد از ايمان بكفر بكشاند ( كه كافر گرداند ؟ ) .
آن حضرت فرمود : كه خدا عادلست و جهت اينكه پيغمبران را فرستاده آنست كه مردم را دعوت بايمان به خدا بنمايند و هيچ گاه خداوند كسى را بكفر دعوت ( ننموده و ) نمينمايد ، گفت عرضكردم : كافرى كه كفرش ثابت شده پيش خداوند آيا خداوند او را بعد از كفر بايمان ميكشاند ( كه مؤمن شود ) ؟ فرمود : خداى عز و جل خلق نموده مردم را در حالى كه نميدانستند و تشخيص نميدادند ايمان و كفر را ، به همين علت فرستاد بسوى ايشان پيغمبران را تا مردم را بايمان به خدا دعوت كنند و حجت خود را بر ايشان تمام نمايد ، پس بعضى ( كه مخالفت با فطرت خود نكردند و قابليت هدايت شدن را داشتند و ) بتوفيق الهى هدايت يافتند ( و رستگار شدند ) و بعضى ( كه مخالفت با فطرت خود كه خداپرستى است نمودند و لياقت هدايتشدن را نداشتند و بسبب كفر و انكار سلب توفيق از آنها شد و ) هدايت نشدند 6 - حديث كردند ما را . . . از ابن السكيت ( بكسر سين و تشديد كاف ) كه گفته پرسيدم از حضرت رضا عليه السّلام ؟ براى چه علت و سبب بود كه خداى عز و جل مبعوث فرمود موسى بن عمران را بعصا و يد بيضا ( كه دست در گريبان مينمود وقتى كه بيرون مىآورد مانند خورشيد ميدرخشيد ) و آلاتى چند كه بسيار شبيه بسحر بود و مبعوث فرمود حضرت عيسى را ( با معجزه اى كه شبيه ) بطب ( بود ) و مبعوث فرمود حضرت محمّد صلى الله عليه و آله را بكلام و خطبهها ( ى فصيح و بليغ ) .
آن حضرت در جواب فرمود : زمانى كه حضرت موسى به نبوت مبعوث گرديد ( بيشتر ) مردم آن زمان ساحر و جادوگر بودند ( و بآنوسيله كارهاى محير العقول مينمودند ) پس خداوند يكنوع معجزه اى به حضرت موسى داد كه شبيه بسحر بود و ( ليكن حقيقتا سحر نبود و ) سحر و جادوى آنها را باطل ميكرد تا حجت بر ايشان تمام باشد ،
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 262
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٦٢