تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
و آن اولين مخلوق است از روحانيون « 1 » از طرف راست عرش ، و سپس به او فرمود پيش بيا ، پيش آمد ، به او فرمود : عقب برو به عقب رفت ، خداى عز و جل به او فرمود تو را خلق نمودم بخلقت بزرگى و تو را بر تمام مخلوقاتم بزرگوارتر داشتم ، و پس از عقل خلق فرمود جهل را از درياى تلخ و ظلمانى ، و به او فرمود عقب برو به عقب رفت ، سپس به او فرمود پيش بيا ، نيامد ! خداى تعالى به او فرمود : اى جهل تكبر كردى ( كه فرمان مرا نبردى و مستحق لعنت من شدى ) پس او را لعنت كرد ( و از رحمت خود دورش فرمود ) . و براى عقل هفتاد و پنج لشكر مرحمت فرمود ، و جهل چون لطف و اكرام خدا را بر عقل ديد ، و مشاهده نمود لشكريانش را كينهء او را در دل گرفت و اظهار عداوت و دشمنى كرد ، و گفت خدايا ؟ عقل نيز مانند من مخلوقيست كه او را خلق نموده اى و به او نيرو داده اى و گراميش داشتى ، و من ضدّ او هستم و به من نيرو و لشكرى عطا نكردى خداى تعالى به او فرمود به تو نيز عطا ميكنم و ليكن اگر تو و لشكريانت نافرمانى مرا نموديد شما را از رحمت خودم دور خواهم كرد ، جهل گفت به اين شرط راضى شدم ! پس خداوند هفتاد و پنج لشكر براى او قرار داد . و لشكرهاى هفتاد و پنجگانه عقل ( و جهل ) عبارتست از : خير ( و نيكى ) كه وزير عقل است ، و ضد او شرّ كه وزير جهل است « 2 » و ديگر ايمان كه ضد او كفر است ،
هامش
« 1 » گذشت در بارهء اول ما خلق اللَّه در صفحه - 21 - و امر به پيش آمدن و عقب رفتن شايد : حقيقى باشد براى اظهار انقياد و اطاعت أوامر پروردگار ، و شايد أمر تكوينى باشد يعنى : قابليت براى رسيدن به حد أعلاى كمال و شرافت ، ؟ و يا انحطاط و هبوط بسوى نقص و ذلت و اخلاق رذيله و پست ؟ . « 2 » مراد از جهل در مقابل عقل نفس اماره است كه انسان را ببدى امر مىكند و بشهوات و غرائز جنسى ميكشاند و مبدء تمام خطاها و لغزشها است نه جهل مقابل علم چون جهل در مقابل علم خود يكى از لشكريان جهل در مقابل عقلست . و در اول روايت لشكريان عقل و جهل را - 75 - فرموده و ليكن در متن چنان كه ملاحظه مىشود - 76 - است و در بحار ( 110 - 1 ج ) - 81 - و در كافي ( 21 - 1 ج ) - 78 - و در خصال - 77 - ثبت و ضبط شده و تقريبا بعضى از آنها تكرار است ، و اضافات آن را در بين دو ستاره نوشتم تا با متن علل اشتباه نشود .