و ضدش شقاوت و بدبختى است .
توبه ( و پشيمانى از معصيت ) و ضدش اصرار ( بر گناه داشتن ) است ، استغفار ( و طلب آمرزش از خداوند داشتن ) و ضدش غرور ( بر اعمال حسنه خود و يا غفلت از گناه و عقوبت آن و يا غرور به دنيا ) ، محافظت ( نمودن دين و ايمان و حيثيت خود و ديگران و اعمال واجبه ) و ضدش مسامحه و سهلانگاريست ، دعا ( و درخواست از خدا نمودن ) و ضدش روگردانى از خداوند است ، نشاط ( و خوشحالى است در عبادت و اطاعت خدا و يا در تحصيل مال حلال ) و ضدش كسالت است ، فرح و خورسندى و ضدش حزن و اندوه است ، الفت و ضدش جدائى است ، سخاوت و ضدش بخالت است ، خوف ( از خدا ) و ضدش بىپروائى ( نسبت به خداوند ) ، دلسوزى ( نسبت ببندگان خدا و حيوانات ) و ضدش فريب ، مهربانى و ضدش غضب است ، سلامتى و ضدش گرفتارى و بلا است ، توافق و صلح بين مردم با امامشان و ضدش جدائى و ظلم و ستمگريست ، و اين خصلتها كه لشكريان عقلند جمع نشوند مگر در پيغمبر و يا وصى پيغمبر و يا مؤمنى كه پروردگار قلبش را براى ايمان امتحان فرموده باشد ، و در ساير دوستان ما ( اهل بيت پيغمبر ) بعضى از اين خصلتها را دارند و ليكن بمرور زمان و رفته رفته ( در أثر تكامل و تجربه ) كامل خواهند شد و داراى تمام اين خصلتها خواهند گرديد و از جهل و لشكريانش رهائى خواهند يافت و در آن هنگام است كه درجهء آن دوستان ما به جائى رسد كه در رديف أنبياء و اوصياء بشمار آيد ، و جز اين نيست كه ( فهم و ) درك حق و حقيقت بشناختن عقل و لشكريان اوست و دورى نمودن از جهل و لشكريان اوست و خداوند ما و شما را نگاه بدارد ( از لغزش و خطا و گناه ) و توفيق عنايت فرمايد به اطاعت خودش و موفق نمايد ما و شما را به آنچه كه رضاى او در آنست .
11 - حديث كرد ما را . . . از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم كه ميفرمود : هيچ چيزى همانند عقل خدا را عبادت ننموده ، و عقل مردى ( در امور دينيه و معارف يقينيه ) تمام و كامل نيست مگر آنكه در او اين ده خصلت جمع گردد : بخير و خوبى او ( مردم ) اميدوار باشند ، و از شر و بدى و اذيت او ( مردم و حيوانات ) آسوده و ايمن باشند ، و كارهاى
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 250
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٥٠