تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
ميكنند به آنها تا روز قيامت . و آن چهار چيز عبارت است از : رطوبت ، خشكى ، گرمى ، و سردى . و آن چنين بود كه آفريدم آدم را از خاك و آب ، و نفس و قرار دادم در او روح را و خشكى هر جسدى از خاك است و رطوبت آن از آب و گرمى آن از قبل نفس و برودت و سردى آن از روح ، و پس از خلقت اوليه او نيز چهار طبيعت را در بدنش مقرر داشتم كه ملاك و قوام جسد به آن وابسته است ، و قوامى ندارد جسد مگر باذن من و استقامت و توانائى ندارد بدن مگر به آن چهار طبيعت ، و هر يك از اينها به ديگرى مربوط و محتاج است كه بدون وجود آن ديگرى نميتواند كار كند ( و بوظيفه خود عمل نمايد ) و آن چهار طبيعت عبارت است از : سودا ، صفرا ، خون ، و بلغم ، و هر يك از آن چهار چيز را در اين طبيعتها قرار دادم ، كه جايگاه يبوست و خشكى در سودا است ، و جايگاه رطوبت در صفرا ، و جايگاه حرارت و گرمى در خون ، و جايگاه برودت و سردى در بلغم . پس هر جسدى كه معتدل باشد در او اين طبيعتها كه نه زياد و نه كم باشد در كمال صحت و سلامت خواهد بود ، و ليكن اگر يكى از اين طبيعتها از حدّ اعتدال خارج شد و زيادتى كرد بر باقي ديگر بهر قدر كه زيادتى كرده بيمارى داخل بدن خواهد شد ( و چه بسا سبب هلاكت انسان شود ) و اگر ناقص شد و از حد معمولى ( كه بايد باشد ) كمتر گرديد بمرور ضعيف مىشود بطورى كه توانائيش تمام شود و آن هم باعث بيمارى گردد كه ديگر نتواند بواسطه عجز و ناتوانى كه پيدا كرده با باقى طبيعتها مقارنت نمايد ( و اين هم گاه موجب هلاكت آدمى گردد ) . و جايگاه عقل آدمى دماغست ، و جايگاه فرح و سرور او در كليه ، و غضبش در جگر ( سياه ) و تندى و خشونت و شجاعتش در قلب ، و تمايلات و رغبت او در جگر ( سفيد ) و خنده او در سپرز ، ( و آثار ) خوشحالى و حزن و اندوه در صورتش نمايان ميگردد ، و قرار داده شد در تمام بدنش سيصد و شصت مفصل ( بفتح ميم و كسر صاد محل تلاقى دو سر استخوان ) .