تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
و براى مردان ريش قرار داده شد تا آنكه از كشف عورت مرد و زن بىنياز شوند و به آن از يك ديگر تميز و فرق داده شوند ( چون اگر مرد و زن يكسان و يك شكل بودند براى فهميدن اينكه شخص مورد نظر مرد است يا زن ناچار بودند نگاه به عورت او كنند و يا دست بگذارند به محل عورتش و يا دست به سينه او بگذارند و از طريق پستان بفهمند و اين خود سبب بدبختى و فحشاء بود و چه ننگهائى در بر داشت زيرا فواحش شايع ميشد و به كلى زشتى و قبح آن از بين ميرفت و فساد در نسل مردم پديد مىآمد « 1 » و دندانهاى جلو تيز است تا غذا را بوسيله آن پاره كنند ، و دندانهاى آسيا پهن است براى خورد و خمير نمودن غذا ( كه زودتر هضم شود ) و دندانهاى انياب بلند آفريده شد تا ستون باشد براى ساير دندانها مانند ستون عمارات . و در كف ( پا و دست ) براى اين جهت مو ندارد كه انسان بتواند لمس نمايد اشياء را و اگر مو داشت انسان نميتوانست بفهمد زبرى و نرمى اشياء را و مو و ناخن اگر بلند باشد زشت و قبيح است سر و دست و پاى انسان ( چون ژوليده مانند حيوانات مىشود ) و گرفتن ناخن و چيدن مو نيكو است و انسان را خوش منظر مينمايد و اگر مو و ناخن حسّ و حيات داشتند موجب درد و ألم و ناراحتى ميشد موقع چيدن و كوتاه كردن از اين جهت داراى روح و حس آفريده نشدند و قلب انسان را مثل دانهء صنوبر ( شكل ميوهء كاج ) قرار داد كه وارونه گذارده باشند و سر آن را باريك كرده تا براحتى داخل جگر شود و در آنجا خنك گردد و ( حرارت بيش از اندازه بواسطه گردش خون توليد نشود تا ) از حرارت آن دماغ
هامش
« 1 » ميل داشتم رواياتى را در بارهء حرمت ريشتراشى و طولانى گذاردن سبيلها مانند صوفيه ( خ ) كه از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم و ائمه عليهم السّلام نقل شده ذكر نمايم ليكن ديدم اين ترجمه گنجايش ذكر آنها را ندارد بدين جهت راهنمائى مينمايم خوانندگان محترم را بكتاب « مطلوب الراغب » فاضل معاصر آقاى محلاتى و توصيه ميكنم خواندن آن را چون اين كتاب علاوه بر اينكه چند روايت نقل نموده نام بعضى از كتابهائى كه در حرمت ريشتراشى نوشته شده نام برده .