اجتناب مينمايم و بدن را بچيزهائى كه به آن معتاد شده باقى نگاه ميدارم « 1 » .
مرد هندى عرضكرد : علم طب غير از اينها نيست ، آن حضرت فرمود تو گمان ميكنى من علم طب را از كتابهاى طبى ياد گرفتهام ، عرض كرد بلى غير از اين گمانى نميبرم
هامش
« 1 » زيرا اساس و ريشهء هر مرض مزمن و غير مزمن اختلافات جهاز هاضمه است كه در اثر پرخورى و يا خوردن غذاهاى ناسازگار و ناسالم توليد ميگردد و جهتش آنست كه معده كانون بيماريست چون انرژى را به صورت خون درمىآورد و خون اگر مسموم و ناپاك باشد توليد بيمارى مىشود .
چنان كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرموده :
جاهدوا أنفسكم بقلة الطعام و الشراب ،
مجاهده كنيد با نفسهاى خود بكم خوردن و كم آشاميدن ( چه كم خوردن و كم آشاميدن كمك ميدهد عقل را و جلوگيرى از مشتهيات و نفس أماره مينمايد ) .
و نيز فرموده : جوعوا بطونكم و اظمئوا أكبادكم و أعروا أجسامكم و طهروا قلوبكم عساكم تتجاوزوا من الملاء الاعلى ، گرسنه داريد شكمهاى خود را ( كه پر خور نباشيد ) و تشنه داريد جگرهاى خود را و عريان داريد از لباسها بدنهاى خود را ( كه زياد توجهى به تزيين لباس نداشته باشيد مثل زمان فعلى كه جمعى از مردم نوكر لباس خود هستند و دائم اطو ميكشند ) و پاكيزه سازيد دلهاى خود را كه در اين صورت اميد است از ملاء اعلى درگذريد .
و بهترين دوا براى بيماريها دورى از غذاهاى مضره است چه بسا مريض چند صد هزار ريال دوا ميل كند و يك مرتبه غذاى نامناسب بخورد به كلى اثر دواها از بين ميرود مثلا شخص مبتلا به بيمارى قلبى و كليوى مقدارى نمك و يا غذاى با نمك و يا ميوهء مولد نمك مثل گردو و بادام و پسته ميل كند هيچ اثرى از دارو نخواهد ديد .
و اينكه ميفرمايد : بدن را بچيزهائى كه معتاد شده نگاه ميدارم آنست كه چون بدن انسانى بهر چه كه عادت كرده از طفوليت فقط به همان مايلست و اگر چيزى را كه به آن عادت نكرده اگر آن را خورد في الفور و يا بعد از اندك مدتى بيمار خواهد شد مثلا اگر يكنفر معتاد بكشيدن سيگار نبود و سيگارى كشيد بلافاصله قوهء مركزى مغز مطلع شده و بقوهء دفاعيهء بدن كه مركب از سلولهائيست دستور دفاع ميدهد و آدمى بسرفه كردن خواهد افتاد ، و اين علامت آنست كه اين سيگار با سلولهاى بدن موافقت ندارد لذا سلولها به حركت مىآيند و با تمام قوا با مواد وارده سخت ميجنگند و آنقدر جنگ مينمايند تا غالب شوند و آن را دفع كنند و اگر غالب نشدند بالطبع ضعيف ميشوند و از قواى آنها كاسته مىشود به حدى كه از خود هيچ حركتى و دفاعى نشان نميدهند و در اين هنگامست كه آدمى بيمار و يا آماده براى مبتلا شدن به همه گونه بيمارى ميگردد .