از عدالت بعد از آنى كه پر شده باشد زمين از جور و ظلم و ستم ، و ( حقوق يك ديگر را مردم پايمال نموده باشند و حق و حقيقت را پشت سر انداخته باشند ) بعد ( على عليه السّلام را بامير المؤمنين بودن خطاب كرد و ) گفت : السّلام عليك يا امير المؤمنين و رحمة الله و بركاته .
و پس از اتمام گفتار خود از جاى برخاست و برفت ، حضرت امير المؤمنين به حضرت امام حسن فرمود بدنبالش روانشو به بين اين مرد كجا ميرود ، آن حضرت از عقب او حركت كرد و مدتى نگذشت كه بازگشت و عرضكرد آن مرد چون پاى خود را از مسجد بيرون گذاشت ( به ظاهر ) ديگر نديدم او را كه بكدام طرف رفت ، آن حضرت فرمود : اى فرزند ميدانى چه كسى بود ( براى احترام پدر ) گفت : خدا و رسول و امير المؤمنين داناترند ، فرمود آن مرد خضر بود .
باب هشتاد و ششم علت آنكه انسان خوب و بد را ميفهمد و چگونگى خلقت عقل
1 - حديث كرد مرا . . . از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كه پرسيده شد از حضرت رسول صلى الله عليه و آله خداوند عقل را چگونه آفريده ، فرمود : خداوند خلق فرمود ، عقل را ( به صورت ) ملكى و از براى او سرهائيست به شماره سرهاى مردم كه به دنيا آمدهاند و مىآيند تا روز قيامت و براى هر سرى از آن ملك روئيست و براى هر آدمى سريست از سرهاى عقل و اسم آن انسان بر صورت آن نوشته شده و بر آن صورت پرده اى افتاده و آن پرده باقيست تا وقتى كه آدمى متولد گردد و به حد رشد و بلوغ و تميز و مردانگى برسد اگر پسر باشد ، و به حد رشد و تميز و بلوغ زنانگى برسد اگر دختر باشد ، پس آن وقت آن پرده عقب مىرود و نورى در قلب انسان إلقاء ميگردد و بوسيلهء آن نور مىفهمد واجبات را ( كه چيست ) و مستحبات را ( كه كدام است ) و ( كار و اعمال )