آن حضرت فرمود : قياس مكن ، كه اول كسى كه قياس كرد شيطان بود زمانى كه گفت * ( خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَخَلَقْتَه مِنْ طِينٍ ) * ، و قياسش اين بود كه آتش بهتر است از خاك و اگر قياس نموده بود بين نورانيّت آدم ( آن جوهرى كه خداوند نور آدم را از آن خلق كرده ) و نورانيّت آتش مناسبتر بود ( و آن وقت مىفهميد ) و ميدانست فضيلت و برترى بين آنها هست ( چون نور آتش ظاهر نميشود مگر در محسوسات و خاموش ميگردد بسبب آب و باد و مضمحل مىشود در مقابل نور خورشيد و ليكن نور آدم نوريست كه ظاهر مىشود بسبب آن أسرار ملك و ملكوت و خاموش نميشود و مضمحل نميگردد با آب و باد و نور خورشيد ) .
بگو اى ابو حنيفه كه قياس ميكنى : چرا آب گوش تلخست ، عرضكرد نميدانم آن حضرت فرمود : پس تو كه هيچ نميتوانى حكمت و علتى را كه در سر خود تو است بگوئى چگونه در حلال و حرام قياس ميكنى ( و برأى خود ميگوئى كه اين حلالست و آن حرام ) .
ابو حنيفه بعرض رسانيد يا ابن رسول الله ( صلى الله عليه و آله ) مرا از علت و حكمت آن آگاه فرمائيد .
فرمود : براى اين جهت آب گوش تلخ قرار داده شد تا حيوانات نتوانند داخل
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 195
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٩٥