نزد ائمه عليهم السّلام و بعد از ايشان تا زمان ظهور وجود مقدس إمام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف خدمت علماى اعلام حفظهم الله ) بروند و احكام دين را ياد گيرند و برگردند بسوى شهر و ديار و قوم و قبيله خودشان و آنها را از آنچه كه ياد گرفتهاند ياد دهند و تعليم نمايند .
و مراد از إختلاف إختلاف شهرهاى امت ( مسلمان ) است ( كه از شهرهاى مختلف جمع شوند براى تعليم احكام دين ) نه اختلاف در دين زيرا دين خداوند يكيست و در آن اختلافى نيست « 1 » .
هامش
« 1 » اينكه ميفرمايد : دين خداوند يكيست ، شايد مراد آيه « 12 » سوره شورى باشد كه فرموده : * ( شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِه نُوحاً وَالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَما وَصَّيْنا بِه إِبْراهِيمَ وَمُوسى وَعِيسى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيه كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْه ) * ، يعنى خداوند شرع و آئينى كه براى شما مسلمين قرار داد ، حقايق و احكامى است كه نوح را هم به آن سفارش كرد ، و بر تو ( اى پيغمبر و رسول خاتم ) نيز همان را وحى كرديم و به إبراهيم و موسى و عيسى هم آن را سفارش نموديم كه دين خدا را بر پا داريد ( و در حفظ آن كوشش و پايدارى كنيد ) و هرگز تفرقه و اختلاف در دين نكنيد .
و دين سير تكاملى اجتماعى خود را نموده تا بنام اسلام جلوه گر شد * ( وَ : مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْه وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ ) * ، هر كس غير از اسلام دينى إختيار كند هرگز از وى پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت از جمله مردمان زيانكارانست ، و اينكه در فتواهاى مجتهدين أعلى اللَّه مقامهم إختلاف ديده مىشود إختلاف دينى نيست بلكه فتوا در فروع فروع دينست .
و جهت إختلاف مجتهدين در فتاوا آنست كه هر مجتهدى از قرآن و روايات و از طرز لفظ و موقع و مورد نزول و بيان طورى مىفهمد و استنباط مينمايد ( و كلما أفتى به المفتى فهو حكم اللَّه تعالى في حقنا ) .