صادق عليه السّلام آن حضرت فرمود : اى ابو حنيفه شنيدهام كه تو قياس در دين مينمائى ( و احكام الهى را بعقل خود بيان ميكنى ) عرضكرد : بلى قياس ميكنم « 1 » .
هامش
« 1 » قياس يعنى حكم مسأله اى را بمسئله ديگر كه شبيه به آنست بگويند ، و اين در صورتيست كه در علت شريك باشند مثلا شراب بنص قرآن و اخبار حرامست و علت حرام بودن آن سكر و مستى است و چون ميدانيم كه آب جو ( غير طبى ) هم مسكر است آن را هم حرام ميدانيم ، و اين حرمت را با قياس آبجو با شراب قائل ميشويم زيرا علت حرمت در هر دو يكيست كه آن مست شدن و زايل گرديدن عقل و سبب تنبلى كبد و تشنجات غدد و اعصاب است و در قياس سه شرط بايد مراعات شود - اول - علت و قصد شارع و واضع حكم در مسأله و حكمى معلوم باشد - دوم - علت در اصل و يا فرع يكى باشد - سوم - آنكه أصل عموميت داشته باشد و مخصوص بيك قضيه نباشد .
بنا بر اين اگر در يك مسأله و يك قضيه محصور و مخصوص باشد جارى نميشود بمسئله ديگر و به همين جهت است كه ميگويند : قياس عبارت از أمر ظنى و گمانى است و از نوع گمانهائيست كه خطا در آن زياد راه دارد .
و فرق است بين اجتهاد و قياس ، زيرا اجتهاد در لغت به معناى به كار بردن منتهاى كوشش است در كارى ، و در تعريف آن گفتهاند « الاجتهاد المبالغة في الجهد » .
و در صدر اول كه كلمه اجتهاد را استعمال ميكردند به پيروى از احاديث منسوب بپيغمبر و صحابه آن حضرت مقصودشان ( اجتهاد رأى ) بوده يعنى به كار بردن منتهاى كوشش در إعمال رأى و قياس ، أمّا تدريجا تعميم داده شد و در مورد به كار بردن منتهاى كوشش در جستجوى احكام شرعيه از ادلَّه معتبره استعمال شد و مجاهده علمى در راه بدست آوردن احكام شرعى به خود گرفت .
و در مجمع البحرين گويد « و نقل في الاصطلاح الى استفراغ الوسع فيما فيه مشقة لتحصيل ظن شرعى به حكم شرعى » .
و در بارهء كليه احكام شرعيه يا مستند بكتابست كه قرآن باشد ، و يا مستند بسنّت كه روايات پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و أئمه عليهم السّلام است ، و يا مستند باجماع علما و مطابقت با عقل ، و : كلما حكم به العقل حكم به الشرع ، از مسلَّمات قواعد فقه و اصول شيعيانست .
و گاه هست كه در موضوع امرى از طرف شارع و واضع احكام حكمى صادر شده و ليكن آن حكم بدست ما نرسيده مجتهدين مىتوانند آن را بعنوان مصلحت كه ضرورت و احتياج اقتضاى آن حكم را لازم كرده باشد حكمى براى آن بگويند و اين را مصالح مرسله نامند يعنى خارج از منصوصات مىباشد و حكم استثنائيست و خارج از قياس است .
و أبو حنيفه كه در احكام قياس مينموده بيشتر اجتهاد در مقابل نص بوده و خود ميگفته من متكى بعقل هستم ، و در قبول روايات بسيار سختگير بوده ( ل ه ) .