تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠

باب هفتاد و نهم علت دوستى و دشمنى مردم با يك ديگر

1 - حديث كرد مرا پدرم از . . . از حضرت صادق عليه السّلام كه ميفرمود : خداى تعالى عهد و ميثاق گرفت در عالم ذر از تمامى مردم در حالى كه همگى آنها اشباح بودند ( مانند ذرات غبار ) و هر كدام از ارواح مردم كه در آن روز با يك ديگر آشنا شدند و الفت پيدا كردند در دنيا هم با يك ديگر آشنايند ( و قلب آنها بهمديگر مايل مىشود و محبت و دوستى بين آنها پديد ميگردد ) و هر يك از ايشان كه آشنا نشدند در دنيا هم آشنا نيستند . 2 - حديث كرد مرا پدرم از . . . از مردى از حضرت صادق عليه السّلام كه ميفرمود : آيا شما ميگوئيد كه در عالم ذر ، ارواح جمع شده بودند و هر يك از آنها كه با ديگرى آشنا شد در اين دنيا هم با يك ديگر آشنايند ، و هر كدام آشنا نشدند در دنيا هم آشنا نيستند . راوى گويد عرضكردم : بلى ما چنين ميگوئيم ، فرمود : آرى حقيقت امر همين است ، زيرا خداوند عهد و ميثاق از تمامى مردم گرفت ( بر اقرار بتوحيد و نبوت محمّد مصطفى صلى الله عليه و آله و سلَّم و ولايت و امامت على و ائمه عليهم السّلام ) و آنها ارواح و أشباح بودند . چنان كه ميفرمايد : * ( وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ) * ، ياد آوريد هنگامى كه پروردگار تو ذريهء بنى آدم را از أصلاب ايشان برگرفت و آنها را بر وجود خودشان گواه نمود پس هر كه در آن روز با ديگرى انس و الفت گرفته در اين دنيا نيز با او مأنوس و الفت دارد ، و هر كس الفت با ديگرى نگرفته در دنيا نيز الفتى ندارد . 3 - حديث كرد مرا پدرم از . . . از حضرت صادق عليه السّلام كه ميفرمود : اگر مردم فكر ميكردند كه از چه چيزى خلق شده‌اند هيچ وقت با يك ديگر نزاع نميكردند