تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
استنباط و استخراج احكام نمايند با اين عقلهاى ناقص و آراء متفاوت و همتهاى متباين و اراده‌هاى مختلفه ، تعالى الله عن الرضا باختيارهم علوا كبيرا . و كارها و افعال حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام همانند كارهاى خضر است و همهء آنها از روى صواب و حكمت است اگر چه مردم نادان و جاهل وجه صواب و حكمت و علت و سبب آن را ندانند « 1 » . 3 - حديث كردند ما را . . . از عبايهء اسدى كه ميگفت روزى عبد الله بن عباس ( پسر عموى پيغمبر ) نزديكى چاه زمزم نشسته بود و براى مردم حديث ميگفت ( و تفسير و تأويل آيات قرآن بيان مينمود و احكام اسلام را به ياد مردم ميداد ) كه مردى وارد شد و بر او سلام كرد و گفت : اى عبد الله من مردى هستم از اهل شام ، عبد الله گفت : آرى اعوان و يار هر ظالمى هستيد شما مردم شام مگر آن كسانى كه خداوند حفظ فرمايد ، سؤال كن آنچه را ميخواهى گفت اى عبد الله آمده‌ام بسوى تو كه پرسش كنم از كسى كه بدست على بن ابى طالب كشته شده با اينكه اقرار بيگانگى خداوند داشته و نماز ميخواند و حج بجا مىآورد و روزه ميگرفت و زكات اموال
هامش
« 1 » اين اشارات و كنايات مستند بروايتى نيست و محمّد بن طيفور از ذوق و استنباط خود بيان داشته و نميتوان بطور يقين گفت كه ارادهء خداوند همين بوده كه كارهاى خضر براى تذكر قضاياى گذشته حضرت موسى مىباشد ، و رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ميفرمود : اگر برادرم موسى صبر ميكرد و اعتراض به خضر نمينمود هر آينه امرهاى عجيبى را ميديد . و حضرت صادق عليه السّلام ميفرمود : به خدا قسم اگر موسى صبر كرده بود هفتاد امر عجيب و غريب به او مينمود . و نيز از حضرتش منقولست كه ميفرمود : به خدا قسم اگر در ميان خضر و موسى ميبودم خبر ميدادم ايشان را كه من از هر دو عالمتر هستم و ايشان را بچيزهائى خبر ميدادم كه ايشان نميدانستند زيرا خدا بايشان علم گذشته را داده بود و علم بآينده نداشتند و نزد ما ائمه علم گذشته و آينده تا روز قيامت هست كه به ارث از پيغمبر بما رسيده .
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 151 | الشيخ الصدوق / سيد هداية الله مسترحمى اصفهانى