تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
خود را ميداد . عبد الله بن عباس گفت : واى بر تو مادرت بعزايت بنشيند سؤال كن چيزى را كه براى تو فائده داشته باشد و چيزى كه براى تو منفعتى ندارد پرسش نكن ، گفت من از حمص ( يكى از شهرهاى شام ) به مكه نيامده‌ام كه حج و عمره بجا آورم بلكه آمده‌ام بسوى تو كه كارهاى على بن أبى طالب را براى من بگوئى ، ابن عباس گفت : واى بر تو علم عالم سخت و مشكل است هر كس نميتواند آن را بفهمد و تحمل كند و هر قلب زنگزده اى نميتواند به آن نزديك شود . بدان اى مرد شامى : على بن ابى طالب و أفعال او در ميان اين امت ( مسلمان ) همانند حضرت موسى و خضر است و خداى تعالى در وصف موسى در قرآن ميفرمايد : اى موسى تو را از ميان مردم برسالت و پيغمبرى برگزيدم و بسخن گفتن با من انتخاب كردم پس آنچه را كه براى تو فرستادم كاملا فراگير و شكر مرا بجاى آور ، و نوشتيم در ألواح ( تورات آسمانى ) از هر چيز و در هر موضوعى براى موعظه و پند و نصيحت و راهنمائى « 1 »
هامش
« 1 » بر هيچ شخص با اطلاعى پوشيده نيست توراتى كه فعلا در دست يهوديانست تحريف شده و خودم از يكى از پيشوايان ايشان شنيدم كه ميگفت علت عقبرفتگى ما ملت يهود بواسطه تحريف تورات ما است ، و تحريف تورات واضحست . چنان كه در آيه - 6 - باب ششم سفر پيدايش نسبت پشيمانى به خدا داده و ميگويد : و خداوند پشيمان شد كه انسان را بر زمين ساخته بود ، و در آيه - 20 - باب دهم آن نسبت شرابخوردن بنوح داده و مينويسد : و نوح بفلاحت زمين شروع كرد و تاكستانى غرس نمود و شراب نوشيده مست شد و در خيمهء خود عريان گرديد : الخ . و در آيه اول باب - 17 - آن نسبت جسم به خدا داده و مينويسد : و خداوند بر أبرام ( إبراهيم ) ظاهر شده گفت من هستم خداى قادر ، و در آيه - 23 - همان باب ميگويد : چون خدا از سخن گفتن با وى ( مراد إبراهيم است ) فارغ شد از نزد ابراهيم صعود فرمود . و در آيه 33 - باب 19 نسبت شرابخوارى و زناى با دختران خود به حضرت لوط داده . و قرآن در بارهء تحريف تورات ميفرمايد : * ( أَ فَتَطْمَعُونَ . . . ثُمَّ يُحَرِّفُونَه مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوه ) * ، يهوديان پس از شنيدن احكام الهى در تمام جزئيات و كليات تحريف نمودند و حلال را حرام كردند و حرام را حلال نمودند و هر چيزى را به عكس حقيقت آن انتشار دادند « أعاذنا اللَّه من شرّهم و أمثالهم » .
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 152 | الشيخ الصدوق / سيد هداية الله مسترحمى اصفهانى