باستنباط خود أسرار اعمال خضر را بلكه به صورت ظاهر بر او مشتبه گرديد و حالت خشم و غضب به او دست داد تا آنكه تأويل آن را برايش گفت ، در آن هنگام راضى گرديد ، و اگر خضر تأويل كارهاى خود را براى موسى نگفته بود بطور يقين نميتوانست درك كند و بفهمد اگر چه تا آخرين لحظات عمر خود فكر ميكرد .
پس در صورتى كه بر پيغمبران استنباط و استخراج أحكام و أوامر الهى جايز نباشد برأى خودشان قياس كنند بطريق اولى جايز نيست براى هيچ يك از امتها ( كه برأى و قياس خود خليفهء پيغمبر تعيين كنند و يا در مقابل حضرت صادق عليه السّلام مذاهب چهارگانه درست نمايند و در رواج آن بكوشند كه مليونها نفر از راه راست و مستقيم باز مانند و بوادى ضلالت و گمراهى درافتند ) .
2 - شنيدم از محمّد . . . طيفور كه ( در تأويل كارهاى خضر ) ميگفت : سوراخ نمودن كشتى و كشتن پسر و تعمير ديوار اشاراتى بوده براى حضرت موسى و ياد آورى آن حضرت بود ( كه شكر نمايد ) براى آنكه بسبب سوراخ شدن كشتى آگاه گرديدن او بود باينكه خداوند او را حفظ فرمود آن روزى كه ( بالهام ) مادرش وى را در ميان
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 149
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٤٩