براق در آنجا توسط قتلغ تيمور با شمس الدين كرت فرمانرواى هرات ارتباط برقرار كرده بود . شمس الدين ، كه نمىخواست آشكارا با براق همپيمان باشد ، به هرات باز - گشت ، و در آنجا ناظر وقايع بود « 1 » .
لشكرى كه اباقا به مشرق فرستاده بود ، شكست خورد « 2 » ، و وضع خطرناكى كه براق با تشويق نيكودار به قيام ، آرزوى آن را كرده بود ، مىبايست در اين هنگام پيش آيد ، اما به شرحى كه گذشت ، اين خطر را قبلا دفع كرده بودند ، و اباقا توانست با شنيدن خبر شكست سپاهيان خود در 4 رمضان 668 شخصا به خراسان رود « 3 » . ايلخان توانست سه تن از جاسوسان براق را دستگير كند . در همين موقع در لشكرگاه وى خبر حملهء خان دشت قپچاق به دربند منتشر شد . اباقا بسيار آشفته گشت ، و گفت كه بايد فورا به سوى مغرب حركت كند . وى دستور داد ، كه دو تن از جاسوسان را به قتل رساندند و سومى را كه اطلاعاتى در اختيار او گذارده بود ، رها كرد . براق كه در انتظار چنين فرصتى بود ، روز بعد به سپاهيان ايلخان حمله برد ، اما با نهايت تعجب اباقا را ، كه گمان مىبرد مدتى است به سوى مغرب حركت كرده است ، در ميان سپاهيان ديد . وى در اين موقع دريافت ، كه تمام آنچه كه گذشته حيلهاى بيش نبوده است ، و با اينهمه شجاعانه ايستادگى كرد ، چون مىدانست ، كه اين نبرد اهميت خاص دارد . از هردو طرف جنگاوران نامدار در ميدان كارزار جان سپردند ، و يك بار چيزى نمانده بود ، كه براق فاتح گردد ، لكن اباقا پافشارى كرد و براق شبانگاه ناچار دست از فتوحات خود در خراسان شست « 4 » و به بخارا بازگشت ، و در آنجا به خدعهء قيدو به قتل رسيد « 5 » .
اين پيروزى سپاهيان ايلخان را قانع نكرد . اقبك تركمان ، حاكم قلعهء آمويه
هامش
( 1 ) - ميرخواند ج 5 : 88 ص ب .
( 2 ) - وصاف / هامر ج 1 : 143 .
( 3 ) - ميرخواند ج 5 : 90 .
( 4 ) - رشيد الدين / وين 219 ر تا 220 ج ؛ وصاف / هامر ج 1 : 151 - 147 ؛ مفضل ج 1 :
523 - 521 ؛ مستوفى ج 1 : 582 ؛ ميرخواند ج 5 : 91 ص ب ؛ ميرخواند ج 3 : 38 .
( 5 ) -Barthold , Vorl . 185