تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
براق پس از نبردهاى نافرجام با قيدو فرمانرواى قلمرو اوكتاى « 1 » ، به خراسان غنى چشم دوخت ، و به اين ترتيب سياست ديرينهء خان‌هاى تركستان را در پيش گرفت . قيدو ، كه مىديد دشمنش با اين لشكركشى سرگرم مىشود ، براق را تقويت كرد ، و گروهى از سپاهيان خود را نيز در اختيار وى گذارد . اما اين سپاهيان مأموريت داشتند ، براق را در لحظهء حساس تنها گذارند « 2 » . خان ماوراء النهر به اميد آنكه نيروى ايلخان را پراكنده كند ، برادر خود نيكودار را « 3 » ، كه در خدمت اباقا و در گرجستان مستقر بود ، واداشت ، تا بر عليه ولى نعمت خود شورش كند ، و نيكودار گرچه نخست در برابر وسوسهء برادر ايستادگى كرد « 4 » ، اما سرانجام بر عليه ايلخان قيام نمود . اما جريان اين شورش بر وفق مراد نيكودار نبود . سيرامون فرزند جورماغون توانست نيكودار را پس از موفقيت‌هاى اوليه متوارى سازد ، و او در قفقاز نزد داود چهارم مدتى پناه يافت . ولى بالاخره به چنگ سپاهيان مغول افتاد و تا پايان حملهء براق به خراسان ، در زندان مغول گرفتار بود « 5 » . او از روى ناچارى به بين النهرين رفت و در آنجا مرد « 6 » . لكن گروهى از سپاهيان او از خطر جستند و مدتها موجب ويرانى و ناامنى بودند ( نيكوداريان ) . در اين اوضاع لشكركشى براق نيز با شكست روبرو شد . او منطقهء بدخشان و شهرهاى شپورغان ، طالقان ، مروجون و مروشاهگان را تصرف كرد و تا نيشابور پيشرفت « 7 » .
هامش
( 1 ) -Marco Polo / Moule und Pelliot I 447 - 453 ; Barthold , Vorl . 185؛ دربارهء موقعيت قيدو در برابر قاآن ر ك :Francke . IV 466 - 468 , 491( 2 ) - رشيد الدين / وين 215 ج تا 220 ر ؛ ميرخواند ج 5 : 88 . ( 3 ) - ميرخواند ج 5 : 87 . ( 4 ) - ميرخواند ج 5 : 87 . ( 5 ) - وصاف / هامر ج 1 : 143 ؛ ص ب ؛Kartlis chovreba I 404 - 406؛ مستوفى ج 1 : 582 ؛ ميرخواند ج 5 : 87 . ( 6 ) -Kartlis chovreba I 408 f .( 7 ) - طبق روايت ميرخواند ج 5 : 88 براق در رمضان 668 بحوالى نيشابور رسيد ، اما چون اباقا در پايان سال 666 از حملهء براق اطلاع يافته بود ، لذا بايد گفت ، كه احتمالا تاريخ مذكور در روضة الصفا كمى ديرتر از تاريخ واقعى است . ر ك : وصاف / هامر ج 1 : 142 ، ابن فوطى 357 .