تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
كرد ، و در نتيجه اباقا در سال 666 ه . ق . هيئتى به دربار امپراطور در قسطنطنيه فرستاد « 1 » . ناگفته نماند ، كه دوستى با روم شرقى نمىتوانست اباقا را با وجود مشكلات فراوانش چندان تسلى دهد . حملات سپاهيان دشت قپچاق ، كه پس از مرگ بركه ، با شركت نغاى شاهزادهء متنفذ « 2 » ، صورت گرفت ، دفع گرديد ، و به اين ترتيب پس از ساليان دراز بار ديگر در دربند آرامش حكمفرما شد « 3 » . خوشبختانه اين جنگها هنگامى كه ايلخان ناگزير شد در دو جبهه سرسختانه بجنگد ، پايان يافته بود . در پايان سال 666 ه . ق . مسعود بيك ، فرزند محمود يلواج والى ، از جانب براق فرمانرواى ماوراء النهر « 4 » به دربار اباقا آمد ، و اطلاع داد ، كه براق مايل است قلمرو خود را تحت حمايت ايلخان قرار دهد « 5 » . مسعود بيك اگرچه در آغاز اقامت ، به جوينى وزير ايلخان اهانت كرد ، اما به احترام پيامى كه از سوى خان ماوراء النهر آورده بود ، مقدم وى را گرامى داشتند . او پس از مدتى پايتخت ايلخان را ترك كرد . اما ديرى نپاييد ، كه خبر رسيد براق از رود جيحون گذشته و به قلمرو ايلخان حمله كرده است . بدين‌گونه آشكار شد ، كه پيام مسعود بيك حيله‌اى بيش نبود ، و فرستادهء براق مىخواسته است ، توجه اباقا را از ماوراء النهر دور كند ، و با خاطرى آسوده به جاسوسى بپردازد . اين بود ، كه سپاهيان ايلخان ويرا تعقيب كردند ؛ اما مسعود بيك توانست بىآنكه آسيبى ببيند ، پس از چهار شبانه روز تاخت‌وتاز از رود جيحون بگذرد « 6 » .
هامش
( 1 ) -Dolger I , 3 , Nr . 1952 , S . 52( 2 ) - رشيد الدين ، ميرخواند و وصاف او را بخطا بوقاى مىنامند . ( 3 ) - رشيد الدين / وين 214 ج ص ب ،Kcartclis chovreba I 400 f .؛Zyriak 508؛ زمجى ب 452 ص ب ؛Tiesenhausen I 274( 4 ) -Barthold , Vorl . 185( 5 ) - وصاف / هامر ج 1 ، 138 . ( 6 ) - رشيد الدين / وين 215 ؛Kartlis chovreba I 520 f . , 582 .
تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 73 | برتولد اشپولر / محمود ميرآفتاب