در مواقعى كه در سوى غرب تا اين مناطق پيشرفت كردهاند ، پيوسته كوشيدهاند تا بر مصر غالب آيند .
نتايج كوششهاى ايلخانان نيز ، مانند نيروهاى جغرافيائى و سياسى ، كه در سياست آنان خودنمائى مىكرد ، يكسان ماند . آنها توانستند تمام حملاتى را كه از ماوراء النهر و نيز از دشت قپچاق به قفقاز مىشد ، دفع كنند . ولى هنگاميكه از حدود شاهنشاهى ايران پا فراتر مىنهادند و به سرزمينهاى جنوب غربى حمله مىبردند ، با شكست روبرو مىشدند . اين واقعيات سهگانهء خارجى و شورشهاى متعدد داخلى از مشخصات تفكيكناپذير تاريخ مغولان در ايران است .
شگفت آنكه هيچگاه سه دشمن خارجى ايلخانان باهم متحد نشدند ، اما از طرف ديگر ايلخانان نيز نتوانستند ، با دشمنان ديگر مصر يعنى دولتهاى مسيحى مغرب زمين اتحاد برقرار سازند . به اين ترتيب وقايع يكى پس از ديگرى روى مىدهد ، و مورخ ناگزير است ، كه توجه خود را پيوسته از نقطهاى به نقطهء ديگر قلمرو ايلخانان معطوف دارد ، بدينگونه معرفى وقايع و نشاندادن ارتباط آنها با حفظ تقدم و تأخر زمانى دشوار مىگردد . يكنواختى اتفاقات داخلى و خارجى كاسهء صبر ناظر را لبريز مىكند . تقصير عمده در اين يكنواختى به حق متوجه تكرار وقايع اصلى است ، كه هماكنون خاطرنشان شد .
مغولان در زمان هلاكو به جز يك بار ، كه به حمص حمله كردند ( 5 محرم سال 659 ) ، كه در آن بار نيز باز مصريان پيروز شدند « 1 » ، ديگر به سوريه لشكركشى نكردند .
اوضاع متغير آسياى مركزى اجازهء چنين لشكركشىئى را نمىداد . اگرچه پس از مرگ منكو ، قوبيلاى به منصب قاآنى رسيده بود ، اما برادر وى اريقبوكا ، كه ظاهرا منكو نيز مىخواسته است ويرا جانشين خود كند ، به اين انتخاب تن در نمىداد . اما قوبيلاى
هامش
( 1 ) - مقريزى / كاترمر ج 1 : 131 ص ب ؛ ابو الفرج 492 ؛ ابو الفدا ج 4 : 612 .