قبل و بعد از آن موضوع جنگ و ستيز بود . كوشش ايلخانان براى تسلط بر اين منطقه شباهت تام به تكاپوى صفويان در قرون ده تا دوازده هجرى براى حفظ آن داشت . و باز بايد گفت روسيه هم ، كه در قرن نوزدهم ميلادى مىكوشيد ( و بالاخره هم موفق گرديد ) تا اين ناحيه را به تصرف خود درآورد ، در اين مورد نيز مانند بسيارى از موارد ديگر به ميراث دشت قپچاق دست مىافكند . به موازات آنچه گذشت ، رقابت بازرگانى نيز ، به خصوص در آغاز قرن چهاردهم ميلادى ، خان دشت قپچاق را وادار مىكرد ، تا راه ايرانيان را به درياى سياه قطع كند ، و سرانجام نيز به مقصودش رسيد .
ايلخانان بر خلاف حالت دفاعىئى ، كه در نواحى شمال داشتند ، در جنوب غربى به كشورگشائى ادامه مىدادند و در اين كار به همسايگان شمالى خود ، كه هماكنون صحبت از آنان بود و ميل شديد به پيشرفت به سوى جنوب داشتند ، شبيه بودند . در جنوب غربى ، فرمانروايان مملوك راه ايلخانان را به سوى دريا بسته بودند و راههاى آسياى صغير و ارمنستان صغرى ، كه غيرمستقيم به روى آنان باز بود ، كفايت نمىكرد .
در اينجا ايلخانان در واقع از حدود طبيعى در مغرب ايران زمين پا فراتر نهادند : حدود غربى بين النهرين در طول قرون متمادى سرحد جغرافيائى و سياسى شاهنشاهان نيرومند ايران بوده است .
ظاهرا ايلخانان تا اندازهاى متذكر اين موضوع بودهاند : هدف آنان هيچگاه تنها تسلط بر سوريه نبود ، بلكه مصمم بودند ، مصر را تسخير نمايند . آنچه ايلخانان را به پيكار با مصريان يعنى دشمنان مزاحم و خطرناك آنان ترغيب مىكرد ، فقط كسب قدرت نبود ، بلكه اين اعتقاد بود ، كه سوريه و فلسطين طبيعتا از نظر جغرافيائى و سياسى با مصر مربوط است ، بهعبارت ديگر ايلخانان مىپنداشتند ، كه يا بايد بر درههاى نيل نيز فرمانروا باشند ، و يا از دست يافتن به درياى آزاد در سواحل سوريه صرفنظر كنند . در واقع ايران و يا دولتهايى كه اين سرزمين نيز جزء آن بوده است ،
تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: برتولد اشپولر
ص٦٤