فاتحان رهبر آنانرا سنگدلانه كشتند « 1 » . دشمنان مغولان در بين النهرين شمالى هيچگاه نتوانستند بر عليه آنان متفق شوند « 2 » .
در پايان اين لشكركشى قلمرو ايلخانان - صرفنظر از تغييرات جزئى - وسعت نهائى خود را بهدست آورده بود . در اين قلمرو دولتى ايرانى به وجود آمده بود ، كه پس از گذشت زمانى طولانى بار ديگر بر بخش بزرگى از مردم ايران حكومت مىكرد .
اين واقعيت از نظر تكامل قوميّت ايرانيان و فرهنگ ايرانى داراى اهميتى خاص است .
اينك ايلخانان خود را شاه ايران زمين مىدانستند و بر مناطقى فرمانروايى مىكردند ، كه در دورانهاى قبل و بعد از عصر ايلخانان كرارا جزء قلمرو دولت ايران بود . به اين ترتيب وظيفهايكه به عهدهء يك فرمانرواى ملى ايران محول بود ، به سبب ثبوت وضع جغرافيائى و سياسى آنانرا نيز به خود مشغول مىداشت : دفع حملات متجاوزان شمالى ، و در نتيجه دفاع از حدود و ثغور ايران ، كارى كه گرچه به خاطر ايران نيز صورت نمىگرفت ، اما لااقل براى حفظ منافع ايلخانان ضرور بود . از ديرباز ملل آسياى مركزى و تركستان به شرق ايران تجاوز مىكردند ، و حتى در اين عصر نيز ، كه در دو طرف جيحون خانهاى مغول فرمانروائى داشتند ، اين فشار پىگير آسياى مركزى بر خاور ايران زمين قطع نگرديد . به موازات دفاع از حدود شرقى حفظ و صيانت قفقاز براى مغولان از آن جهت به خصوص مهم بود ، كه آذربايجان و ارّان را مركز قلمرو خود قرار داده بودند . قفقاز ، اين حصار استوار دفاعى براى مناطق شمالى و جنوبى آن ، به خاطر وضع خاص خود در اين دوران نيز مانند اعصار
هامش
( 1 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 374 - 370 ؛; Bar Hebraeus 511ابو الفرج 483 ، 488 ؛ جوزجانى 438 - 436 ؛; Zyriak 493 - 497 ; Mhithar / Brosset 108 ; Vartan 293 f . ; Malachias 29 ; Orbelian / Brosset 228؛ ميرخواند ج 5 : 78 ؛H . F . Amedroz : Three arabic Mss . on the history of the city Mayyafariqin ( in : Journal of the R . As . Soc . 1902 P . 785 - 812 ) P . 805 - 808( بروايت از ابن شداد )
( 2 ) - ابو الفرج 483 .