ضميمهء آن بود . چنانچه پيام خان مغول كتبا به لاتين ترجمه نشده بود ، شاهان مغرب - زمين ناگزير بودند ، كه آن را توسط سفراى مغول به زبان لاتين ترجمه كنند « 1 » .
برخى از صاحبمنصبان دولت - كه از اقوام غيرمغولى بودند - زبان مغولى را كمى مىآموختند ، تا در مذاكره با فرمانروا در هنگام لزوم از اطلاعات خود در آن زبان يارى جويند . مورخين دربار نيز چون رشيد الدين از اطلاعات خود در اين زمينه براى تأليف وقايع تاريخى دورانهاى گذشته استفاده مىكردند « 2 » ، اگرچه آنان معمولا همكاران مغولى در اختيار داشتهاند . به همين سبب نيز نسطورىها جبلّهاى سوم را در سال 1281 م . بهعنوان جاثليق انتخاب كردند ، و او حقيقتا در دربار ايلخانان نفوذ فراوان يافت . ناگفته نماند ، كه جبلهاى سوم به علت عدم تسلط بر زبانهاى عربى و سريانى اغلب مواجه با دشوارى مىشد . ديونيس مطران يعقوبى ، كه ظاهرا فقط زبان سريانى مىدانست ، در سال 1253 م . براى مذاكره با سلطان دمشق از ابو الفرج بهعنوان مترجم استمداد طلبيد « 3 » ، اما اكثريت مسيحيان تحصيل كرده در آن هنگام گذشته از سريانى زبان عربى نيز مىدانستند « 4 » ، اگرچه فقط به زبان سريانى تكلم مىكردند . يهوديان براى آنكه غير يهوديان از درك سخنان آنها عاجز باشند ، به زبان عبرى ( به صورتى كه در قرون وسطى متداول بود ) سخن مىگفتند « 5 » .
زبان مغولى مدتها در ميان مغولان زنده بود . به اين موضوع از آنجا مىتوان پىبرد ، كه در آثار عربى و فارسى هنگام نقل لغات مغولى تنها صورت صحيح و كامل كلمات ذكر نمىشد ، بلكه گاهگاه اين كلمات به صورتى كه در ميان مردم در مكالمات روزمرهء آنان متداول بود ، نقل مىگرديد . بهخصوص حرف غ كه در ميان دو حرف
هامش
( 1 ) -Raynaldus XIV , S . 155 ; Mosheim , S . 70 f .( 2 ) - ر ك : رشيد الدين / كاترمر ج 1 :Blochet , Intr , 118 f . ; LIX( 3 ) -Bar Hebraeus , Kirchg . II 717( 4 ) -Bar Hebraeus , Kirchg . II 649 , 699( 5 ) - ر ك :Blochet , Intr . 26