معمول ريش داشت ، مورد توجه قرار مىگرفت : از جمله ريش چپر پسر قيدو و نوادهء اوكتاى كه متأسفانه مادر او را نمىشناسيم . او صورتى چون « يك نفر روسى و يا چركس » داشته است « 1 » . گردن و بازوان مغولان دراز ، سينهء آنان پهن و پاهاى آنان كوتاه بود « 2 » .
آنها در مغز سر ، موى خود را طورى مىتراشيدند ، كه از يك گوش به گوش ديگر كشيده شود و به پهناى دو انگشت بالاى پيشانى را نيز مىتراشيدند . بقيهء موى سر آنان بلند بود ، و از طرف جلو تا روى ابروها مىريخت . موهاى بلند عقب سر را مىبافتند « 3 » .
صرفنظر از لشكركشى ، اقوام مغولى گاهگاه تحت رهبرى امراى خود به سوى مغرب كوچ مىكردند « 4 » . پس از برچيده شدن بساط ايلخانان ديگر اطلاعى دربارهء تعداد و سرنوشت آنان در دست نيست .
چنگيز خان گذشته از زبان مادريش كه مغولى بود ، به زبان تركى نيز سخن مىگفت « 5 » و جانشينان او اگرچه بر زبانهاى ديگر نيز تسلط داشتند ، اما جملگى به زبان مغولى سخن مىگفتند . خط ايغورى را كه چنگيز خان براى نوشتن كلمات مغولى متداول كرد « 6 » ، و در آغاز گروه معدودى آن را مىشناختند « 7 » ، تا امروز باقى مانده است .
پعاگسپا راهب تبتى خطى اختراع كرد ، كه حروف آن به شكل چهارگوش بود و به نام خود وى ناميده گرديد . اين خط كه قوبيلاى از اشاعهء آن حمايت مىكرد ، به زودى منسوخ شد « 8 » .
هامش
( 1 ) - رشيد الدين / بلوشه ج 2 : 9 .
( 2 ) -Malachias 7 ; J . P . Carpini / Wyngaert 32 f . Ricoldus 114 ; Zyriak 248 ; Matthaeus Parisiensis III 487 f .؛ ( 3 ) -J . P . Carpini / Wyngaert 33( 4 ) - رشيد الدين / وين 308 ر ، 331 ر ؛ ميرخواند ج 5 : 158 .
( 5 ) - جوينى ج 1 : 181 ؛ رشيد الدين / بلوشه ج 2 : 64 ؛ ميرخواند / لانگله 221 ؛ ميرخواند / يوبرت 112 ؛ ابو القاضى ج 1 : 140 ص ب .
( 6 ) - ر ك :Bretschneider , Med . Res . I 53( 7 ) - ر ك : جوينى ج 2 : 227 .
( 8 ) - وصاف / هامر ج 1 : 37 ؛ ر ك :Huth II 162 f .