صدادار واقع بود « 1 » ، حذف مىشد مثلا المفضل حاكم قفقاز را كه نامش جورماغون بوده است ، پيوسته به نام جورمون « 2 » ذكر و نام تقتغا ، خان دشت قپچاق در آثار نويسندگانى كه به زبانهاى عربى و فارسى مىنگاشتند ، به صورت تقطا ( و يا طقتا ) « 3 » نوشته شده است . چنانچه مردم به اين زبان تكلم نمىكردند ، در نامهاى مذكور اين حرف حذف نمىشد ، و نويسندگان اين نامها را به همان صورتى كه در زمان گذشته معمول بوده است ، نقل مىكردند . در چين نيز وضع به همين منوال بود . در ايران به كرّات براى شهرهائى كه نامى داشتند ، نامهاى مغولى نيز ديده مىشود « 4 » .
در مشرق زمين و در مغربزمين « 5 » گذشته از عنوان « مغول » اغلب نيز نام « تاتار » و يا « تارتار » به چشم مىخورد « 6 » . ميرخواند اين دو نام را گاهگاه با يكديگر و همزمان به كار مىبرد « 7 » . به اين ترتيب وقتى گفته مىشود ، كه زبان رسمى دربار قاآن در آغاز قرن هشتم « تاتارى » بوده است « 8 » ، بايد دانست كه منظور همان زبان مغولى است . اما چون در زمانهاى بعد صحبت از زبان تارتارى مىشود ، منظور زبان تركى است ، چه در آن موقع ديگر دو قوم مغول و ترك باهم درآميخته بودند . كلمهء تاتار به اين معنى بهخصوص دربارهء تركانى كه امروز در روسيه ساكنند ، اطلاق مىشود .
گذشته از مغولان قبايل ترك در هجوم اقوام آسياى شرقى و مركزى به مناطق غربى نقش مهمى به عهده داشتند . تعداد كثيرى از سپاهيان چنگيز خان ، و به روايت ابن اثير بيش از نيمى از آنان ، ترك بودهاند « 9 » . به اين ترتيب سپاهيان چنگيز خان كه سمرقند را تصرف كردند ، به تركانى كه خوارزمشاه مأمور دفاع آن شهر كرده بود ، به اين
هامش
( 1 ) - ر ك : رشيد الدين / بلوشه ج 2 : 217 ص ب .
( 2 ) - مفضل ج 1 : 414 .
( 3 ) -Tiesenhausen I 66 , 83 , 144 , 423( 4 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 100 ، 182 ؛ رشيد الدين / وين 260 چ ؛ وصاف / بمبئى 316 ؛Tasita 152؛ حمد اللّه ج 1 : 64 ، 69 ، 84 .
( 5 ) -Aszelin 244 ; Vincent de Beauvais 1301( 6 ) -Kartlis chovreba I 417( 7 ) - ر ك : ميرخواند ج 5 : 60 .
( 8 ) -Polo / lemke 50 f . ; Monte Corvino / Wyngaert 350( 9 ) - ابن اثير ج 12 : 240 .