كند . در اين هنگام دو برادر به فارس لشكر كشيدند و بار ديگر نزاع ميان آنان در گرفت . غياث الدين ناگزير شد كه پس از يك زد و خورد خونين قسمتى از مناطق تحت تصرف خود را رها نمايد و در نتيجه كار بر اتابك فارس تا حدى سهلشد « 1 » . چون جلال الدين شنيد كه قصد جانش را كردهاند ، دستور داد تا برادرش را نابود كنند « 2 » . برادر ديگرش ركن الدين نيز در اين ميان به قتل رسيد . وى در جريان حملهء مغولان به استحكامات فيروز كوه و محاصرهء شش ماههء آن كشته شده بود « 3 » .
جلال الدين باز به شمال غربى بازگشت ، ولى با آنكه سفيرانى نزد فرمانروايان آن مناطق فرستاده بود « 4 » ، نتوانست با آنان از در اتحاد در آيد . ساكنين اين مناطق بيش از آن از سپاهيان بىنظم خوارزمشاه صدمه ديده بودند ، كه بتوانند اينك با وى همداستان شوند . جلال الدين زمستان سال 625 ه . ق . را تنها در آذربايجان گذراند « 5 » و از آنجا دوباره به گرجستان حمله كرد « 6 » و توانست شهر خلاط را تصرف كند « 7 » ، اما در حينى كه سرگرم جنگ با الملك الاشرف فرمانرواى دمشق و سلطان سلجوقيان آسياى صغير بود « 8 » نزاعهائى كه با برقرارى پيمانى ميان آنان به پايان رسيد « 9 » - مغولان تا آذربايجان پيشرفت كردند « 10 » . جلال الدين در نزديكى شيركبوت « 11 » شكست خورد و ناگزير به شمال گريخت « 12 » ، و در آنجا گنجه را تصرف كرد « 13 » . وى توانست از اين محل تا ديار بكر
هامش
( 1 ) - ابو الفدا ج 4 : 324 : 322 ؛ تاريخ سيستان 395 .
( 2 ) - ابو الفدا ج 2 : 207 - 203
( 3 ) - ابو الفدا ج 2 : 210 - 208 .
( 4 ) - نسوى 154 - 145 .
( 5 ) - نسوى 170 ص ب ؛ ابن اثير ج 12 : 301 .
( 6 ) - نسوى 178 - 176 ؛ ابن اثير ج 12 : 306 ص ب ؛Kartils chovreba I 356 - 3568( 7 ) - نسوى 204 - 180 ؛ ابن اثير ج 12 : 318 ؛ ابو الفرج ج 430 - 428 ؛ ابو الفدا ج 4 : 364 ، 366 ؛ مقريزى / بلوشه 365 ؛ مستوفى ج 1 ، 501 ص ب .
( 8 ) - نسوى 207 - 205 ؛ ابن اثير ج 12 : 313 ص ص ب ، 319 ؛ ابن خلكان / و وستنفلد ج 9 : 34 ص ص ب ؛ ابن بىبى ج 3 : 408 - 400 ؛ مستوفى ج 1 : 502 .
( 9 ) - نسوى 208 ص ب .
( 10 ) - نسوى 220 ص ب ؛ ابن اثير ج 12 : 330 - 324 ؛ ابو الفدا ج 4 : 368 ؛
( 11 ) - نسوى 222 ص ب .
( 12 ) - نسوى 226 - 224 .
( 13 ) - نسوى 239 - 235 .