منكوب كنند . پس از تسخير سداق در نبرد كلكه در 15 جمادى الاول 620 ه . ق . « 1 » نيروى اميران خود رأى روسى درهم شكست . سپاهيان مغول در اين موقع به اردوى چنگيز بازگشتند .
خان مغول در پائيز سال 617 ه . ق . ترمذ و در سال 618 ه . ق . بلخ ، طالقان و چند شهر ديگر را تسخير نمود و به ساحل رود سند رسيد . ايران بىآنكه جزئى از قلمرو حكومت مغول شده باشد ، به صورت سرزمينى ويرانه در آمد . لشكركشىهاى پياپى از جمله در سال 621 ه . ق . به رى ، ساوه ، قم و كاشان « 2 » تنها به منظور تاراج صورت مىگرفت . اما فرمانروايانى كه مقهور مغولان گشته بودند ، از شكست خود پندى نگرفتند . شاهان ايوبى ، حكمرانان قفقاز و بالاخره اميران روس همچنان به اختلافات ميان خود سرگرم بودند ، گوئى كه هيچ خطرى آنان را تهديد نمىكرد .
تنها جلال الدين يكى از پسران خوارزمشاه و جانشين وى به نبرد با مهاجمان پرداخت . پس از مرگ پدر باقيماندهء سپاهيان خوارزم به وى پيوستند . ميان جلال الدين و برادرانش قطب الدين ، كه به خاطر او از سلطنت محروم شده بود « 3 » ، در كرمان اختلاف در گرفت « 4 » ، و جلال الدين از راه نيشابور به غزنين رفت « 5 » ، در حالى كه برادرانش غياث الدين پيرشاه و ركن الدين يكى در صفحات اصفهان و فارس و ديگرى در عراق سرگرم جنگ بودند « 6 » . جلال الدين كه پس از فتح هرات به دست مغولان از غزنين متوارى شده بود « 7 » ، و بعد از آنكه در چند جنگ كوچك بر سپاهيان فرعى مغول فائق آمد « 8 » ، با چنگيز خان
هامش
( 1 ) - ابن اثير ج 12 : 253 ؛ رشيد الدين / برزين د 139 ص ب : سال 620
( 2 ) - ابن اثير ج 2 : 272 ص ب .
( 3 ) - نسوى 55 - دربارهء جلال الدين ر ك :Ohssen III 2 - 66 , Howorth I 126 - 131( 4 ) - نسوى 56 ص ب ، 61 - 59 .
( 5 ) - نسوى 65 - 63 .
( 6 ) - نسوى 76 - 73 ؛ ابن اثير ج 12 : 273 ص ب .
( 7 ) - نسوى 83 - 81 ؛ ابن اثير ج 12 :
257 ص ب ؛ ابو الفدا ج 4 : 298 ؛ تاريخ سيستان 394 .
( 8 ) - ابن اثير ج 12 : 258 ؛ جوزجانى 347 ص ب ؛ رشيد الدين / برزين د 124 - 111 ؛Bar Hebraeue 447؛ ابو الفرج 412 ص ب .