روبرو مىشد ، آنها از مقابلهء با آن صرفنظر مىكردند ، و با حملات متفرق به اطراف و چپاولهاى متوالى مىكوشيدند ، كه آن سپاه را به واحدهاى كوچكتر تقسيم كنند ، و در آن صورت آن را شكست دهند .
كوشش مغولان پيوسته متوجه اين بود ، كه دشمن را محاصره كنند ، و براى اين منظور اسراى جنگى را نيز به همراه مىآوردند « 1 » . آنان ظاهرا گاهگاه مجسمههائى به شكل انسان مىساختند ، و بر روى اسب مىنشاندند ، تا بدينوسيله تعداد خود را بيش از آنچه كه در واقع بود ، جلوه دهند . الحاق اسراى جنگى نيز به سپاهيان همين تصور را به وجود مىآورد « 2 » . مغولان به دشمنان محاصره شده فرصت مىدادند ، كه از محل تحت فشار بگريزند ، و در اين صورت آنان را يكيك نابود مىكردند « 3 » .
مغولان پيروزىهاى درخشان خود را مديون شيوهء حمله و محاصرهء ناگهانى ، خدعه ، تحرك و كثرت نفرات و سرانجام مهارتشان در تيراندازى بودهاند . دشمنان آنان معمولا با اين شيوههاى نبرد مأنوس نبودند ، اما مملوكان مصر اين شيوهها را مىشناختند ، و هم آنان بودند ، كه مغولان هيچگاه نتوانستند بر آنها پيروز شوند .
روش محاصرهء استحكامات ، كه مغولان به كار مىبردند ، نيز براى آسياى مركزى و غربى تازگى داشت . استفادهء از آلات و ادوات محاصرهاى تازه كه سنگ و كندهء چوب پرتاب مىكرد « 4 » ، و مخزنهاى نفت « 5 » به آنان كمك مىنمود . با همين وسائل بود ، كه مغولان بر استحكاماتى نيز كه با قدرت فراوان مقاومت مىكردند ، چون سمرقند ( 617 ه . ق . ) ، ماردين ( 658 ه . ق . ) و ميافارقين « 6 » ( 659 - 658 ه . ق . ) دست يافتند . چنانچه
هامش
( 1 ) - ابن اثير ج 12 : 247 .
( 2 ) - در نبرد سمرقند عدهء اسراء ده برابر سپاهيان مغول بود :
ابن اثير ج 12 : 240 .
( 3 ) -J . P . Carpini / Wyngaert 80 - 82( 4 ) - قزوينى ج 2 : 345 .
( 5 ) - جوينى ج 1 : 100 ، 139 ؛ ميرخواند / يوبرت 154 ؛ رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 292 ؛ ابو الفرج 463 ؛ وصاف / هامر ج 1 : 69 ص ب .
( 6 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 368 ؛ ابو الفرج 483 .