در حملهء آتى به شهرها شركت مىكردند « 1 » . مغولان مأموريت داشتند ، كه از گريز آنان جلوگيرى كنند « 2 » . چنانچه آنان قصد گريز داشتند ، قتلشان حتمى بود ، در حالى كه اگر در حمله شركت مىكردند ، براى برخى از آنان اميد آن مىرفت ، كه از مرگ نجات يابند .
چون يكى از شاهزادگان به خانى انتخاب مىشد ، در ضمن بخشش مجرمان گروهى از اسراء را نيز آزاد مىكرده « 3 » همچنين بازخريد اسراى جنگى ممكن بود « 4 » ، اما نمىدانيم كه اين كار تا چه اندازه متداول بوده است .
چنگيز خان در اجراى آنچه گذشت ، پافشارى مىكرد ، اما هلاكو مىبايست رفتار خود را با اوضاعى كه در نتيجهء گذشت زمان تغيير يافته بود ، سازگار كند .
صحيح است ، كه مردم ميافارقين و الموت ، كه تصرف آن سالها مغولان را به خود مشغول داشته بود ، يكسره كشته شدند ، اما در بغداد ديده مىشود ، كه با برخى از طبقات مردم ، از جمله مسيحيان و شيعيان ، رفتار ملايمترى معمول گرديد . و چون ايلخان با خان دشت قپچاق به جنگ پرداخت ، و در اين نبردها گروه كثيرى از مغولان به اسارت ايلخان درآمدند ، ديگر رفتار ديرينه با اسراء به هيچوجه ممكن نبود « 5 » .
ناگفته نماند ، كه در اين نبردها نيز گروهى از اسراى برجسته به قتل رسيدند ، اما بايد دانست كه اين يك وضع استثنائى بود . وجود اسراى مغولى در ايران ، كه فروششان نيز مجاز بود ، ايجاد دشوارى فراوان مىكرد . بردگان مغولى در ايرانيان تأثيرى به جاى مىگذاردند ، كه براى وجههء فاتحان مغول زيانآور بود ، بهخصوص اين امكان بود كه يكى از ايرانيان يك نفر مغول را بهعنوان برده بخرد . به اين سبب غازان
هامش
( 1 ) -Mathaeus III 487 f . ; J . P . Carpini / Wyngaert 83 f .؛ ميرخواند / يوبرت 140 ؛ ابن اثير ج 12 : 240 ، 255 ؛ نسوى 53 ؛Uan - ts au pi - si / Palladius 224( 2 ) - ميرخواند / يوبرت 118 .
( 3 ) -Bar Hebraeus 489( 4 ) -Zyriak 229( 5 ) - رشيد الدين / وين 317 چ ص ب .