تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
انتقامجوئى براى قتل سفرا و يا از بين بردن امكان هرگونه شورشى در پشت سر فاتحان موجب اين ويرانى شده بود ، به‌هرحال سنگدلى مغولان نفرت جهانيان - و حتى مردم مشرق زمين كه سرد و گرم روزگار را چشيده بودند - برانگيخت . چون مغولان بر شهرى دست مىيافتند ، ساكنان آن شهر را مجبور مىكردند ، كه برج‌وبارو را ترك كنند و در خارج شهر در محلى گرد آيند . در آن‌جا مردم را از روى جنسيت و سنشان تقسيم‌بندى مىكردند ، و از ميان مردان : دانشمندان ، استاد - كاران ( ارد ) و آنان را كه مهارتى ديگر داشتند ( از جمله كشاورزان ) به‌عنوان « عنيمت » خاص فرمانروا جدا مىكردند ، و اين مردان « در مشرق » در خدمت خان مغول درآمدند « 1 » . مأموران دستگاه كشورى نيز گاه‌گاه دوباره به كار گمارده شده‌اند « 2 » . سرنوشتى فلاكت‌بار در انتظار ساير مردم بود : آنان را - پس از افشاء محل دارائيشان - سنگدلانه مىكشتند « 3 » و نعش آن‌ها را - كه سمباد سردار ارمنستان صغرى نيز توده‌هائى از آن ديده است « 4 » - طعمهء حيوانات مىكردند « 5 » . يكى ديگر از امكانات اين بود ، كه آن‌ها را براى انجام مقاصد جنگى به كار مىگماردند . به ندرت پيش آمده است ، كه مغولان به راندن مردم از شهر اكتفاء كرده باشند « 6 » . زنان و كودكان را ظاهرا به بردگى مىكشيدند « 7 » ، اما در واقع آنان نيز اغلب به دست مغولان سنگدل جان مىسپردند . حتى تركان خاتون مادر خوارزمشاه نيز ، پس از آن‌كه مدتى در شرايط طاقت‌فرسا در زندان چنگيز خان بود ، كشته شد « 8 » . مردانى كه قدرت نبرد داشتند ، چنان‌چه به بردگى سپاهيان مغول گماشته نمىشدند « 9 » ،
هامش
( 1 ) -Bar Hebraeus 411، ميرخواند / يوبرت 155 ؛ ذهبى / سوموگى 125 ؛ جوينى ج 1 : 101 ؛ ابو الفرج 410 ؛Vladimircov , Obsc . stroj 115( 2 ) - ميرخواند / يوبرت 158 . ( 3 ) - جوينى ج 1 : 70 ؛ ميرخواند / يوبرت 138 ؛ ابن اثير ج 12 : 256 ؛ ميرخواند ج 5 : 77 . ( 4 ) -W . v . Rubruck / Risch 7( 5 ) - ميرخواند ج 5 : 107 ؛ جوينى ج 1 : 153 . ( 6 ) - جوينى ج 1 : 67 . ( 7 ) -Zyriak 212( 8 ) - نسوى 40 ص ب . ( 9 ) - ميرخواند / يوبرت 151 ؛ جوينى ج 1 : 102 ؛Bar Hebraeus 464؛ رشيد الدين / بلوشه ج 2 : 70 ؛J . P . Carpini / Wyngaert 91 f .