شيوهء نبرد
مغولان پيش از آنكه به كشورى حمله كنند ، همانطور كه چنگيز خان دستور داده بود « 1 » ، نمايندهاى نزد زمامدار آن كشور مىفرستادند ، و او را به تسليم دعوت مىكردند .
چنانچه فرمانرواى آن كشور از دستور مغولان اطاعت مىكرد ، به او و كشورش صدمهاى نمىرسيد « 2 » ، اما اگر فرستادگان مغول در كشور و يا شهرى به قتل مىرسيدند - همانطور كه به كرات اتفاق مىافتاد - سرنوشتى شوم به مردم آن كشور روى مىآورد « 3 » . در واقع تنها مصريان هستند ، كه توانستند از آسيب چنين سرنوشتى مصون بمانند . مغولان با اينگونه دشمنان به سختى مىجنگيدند ، و پس از وارد آوردن فشار فراوان و از پاى - درآوردن دشمن ، قسم ياد مىكردند ، كه به جان او صدمهاى وارد نياورند ، اما هنگامى كه كاملا بر او دست مىيافتند ، اين سوگند خود را مىشكستند « 4 » .
مغولان در نبردهائى كه در دشتهاى وسيع روى مىداد ، قواعدى را كه از جمله از چينىها آموخته بودند - چون تمركز گروه كثيرى از سپاهيان در يك محل - مراعات مىكردند « 5 » . آنان عادت داشتند ، كه نخست لشكرى به جبهه بفرستند ، و اين لشكر موظف بود ، كه خاطر دشمن را آشفته كند و سپس لشكر اصلى حمله مىكرد « 6 » و صفوف دشمن را يكسره نابود مىساخت . صفوف دشمن با رگبار تير در سه يا چهار نقطه متشتت و آماده براى پراكنده شدن مىگرديد . چنانچه اين حربه مؤثر واقع نمىگرديد ، سپاهيان مغول ظاهرا عقبنشينى مىكردند ، و دشمن را كه به تعقيب آنان پرداخته بود ، يكباره نابود مىساختند « 7 » . آنان بههرحال مىكوشيدند ، كه به تيراندازى ادامه دهند ، و حتى المقدور از جنگ تنبه تن خوددارى مىكردند . چنانچه سپاهى قوى با آنان
هامش
( 1 ) -Bar Hebraeus 411( 2 ) - جوينى ج 1 : 68 .
( 3 ) - ر ك :Bar Hebraeus 411( 4 ) - ميرخواند ج 5 : 78 .
( 5 ) - مفضل ج 3 : 11 .
( 6 ) - ر ك : ابن اثير ج 12 : 240 .
( 7 ) - ذهبى / سوموگى 125 ؛ ابن اثير ج 12 : 220