بىترديد پس از آنكه مغولان در ايران و كشورهاى همسايهء آن مستقر شدند ، سلاحهاى مردم آن نواحى را ، تا آنجا كه برايشان مناسب مىنمود ، پذيرفتند « 1 » .
بهخصوص آنان از آن پس مىتوانستند سلاحهائى را كه به خاطر كمبود آهن از مواد ديگر مىساختند ، از اين فلز تهيه كنند . چون بحث در اين موضوع مستلزم اطلاعات عمومى دربارهء سلاحهاست ، لذا ما به سبب عدم توانائى از آن مىگذريم .
ادوات محاصره « 2 » ، كه مغولان از چين با خود آورده بودند - و در لشكركشى هلاكو در سال 651 ه . ق . « 3 » نيز استادان چينى هنوز خود مسئول به كار بردن آن بودند - اهميت فراوان يافت . رفتهرفته مردم آسياى غربى و نيز استادان پناهندهء مصرى با اين آلات آشنا شدند « 4 » . گذشته از آن در دوران زمامدارى ايلخانان آلات و ادوات محاصره ، كه در مغربزمين متداول بود و چينىها آن را نمىشناختند ، معمول گرديد « 5 » . اين ادوات به همراهى مخزن نفتى « 6 » كه در جنگهاى تنبهتن در درون شهرها نيز به كار مىرفت « 7 » ، و به دست استادان چينى سپرده شده بود ، مغولان را در برابر دشمنانشان تفوق مىبخشيد .
مغولان گذشته از آن توپهاى مخصوص نيز براى محاصره در اختيار داشتند « 8 » . در منابع تاريخى تعداد اين ادوات جنگى به ندرت نقل مىشود : هزار تن تيرانداز چينى در خدمت هلاكو بودند « 9 » ؛ الجايتو در سال 1312 م . 2500 رأس شتر براى 90 فلاخن ، 000 ر 11 تير آهنى و 100 قاروره نفت در لشكركشى به سوريه به همراه داشت « 10 » .
ظاهرا كبوتر نامهرسان در آن زمان تنها در ميان مصريان متداول بوده است « 11 » ،
هامش
( 1 ) - ر ك :Haytonus 268( 2 ) - رشيد الدين / بلوشه ج 2 : 25 : ابن فوطى 325 ؛ رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 290 - 284 ، 368 ، 384 ؛ ميرخواند ج 5 : 78 ، 119 ، 122 ، 139 ؛ وصاف / بمبئى 189 .
( 3 ) - جوينى ج 3 : 37 ؛ رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 132 ؛ ميرخواند ج 5 : 70 .
( 4 ) - مفضل ج 3 : 222 ؛ ميرخواند ج 5 : 122
( 5 ) - ميرخواند ج 5 : 63 .
( 6 ) - ر ك :Reinaud und Fave ( Nr . 2 ) 263 ff . , 283 ff .؛ كاشانى 43 چ .
( 7 ) - جوينى ج 1 : 96 .
( 8 ) - خواندمير ج 3 : 67 .
( 9 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 284 ص ب .
( 10 ) - ميرخواند ج 5 : 139 .
( 11 ) - وصاف / هامر ج 1 : 177 ؛Bjoerkmann 42