تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
و تنها فرمانروا بود ، كه مىتوانست رأى محكمه را تغيير دهد . بر پايهء شهادت شهود اقامهء دعوى مىشد ( به شرط آن‌كه ، آن‌طور كه قزوينى گزارش مىدهد ، نيروى الهى با ارسال نشانه‌هاى خاص از جمله بع‌بع گوسفند در جريان محاكمه نفوذ نمىنمود ) « 1 » . شاكى مىبايست شهودى بياورد ، كه گفتهء آنان ثابت مىگرديد « 2 » . چنان‌چه صحت اتهام ثابت مىشد - خاصه در مورد معاصى كبيره ، كه اغلب در يارغو مطرح مىشد - جان و مال محكوم در اختيار شاكى قرار مىگرفت . او مىتوانست او را آزاد كند و يا بكشد « 3 » . اما چنان‌چه ثابت مىشد ، كه شكايت بىمورد بوده است ، در اين صورت شاكى به مرگ محكوم مىگرديد ، و نيز اغلب به قتل مىرسيد « 4 » . به ندرت ديده مىشود ، كه يارغو براى رفع اختلافات ميان دو نفر ميانجىگرى كرده باشد . گرگوز و ادگوتيمور دو تن از صاحب‌منصبان مغول را ، كه ميانشان اختلاف درگرفته بود ، نخست محكوم كردند ، كه با يكديگر زندگى كنند « 5 » . با اين‌همه چون اين دو آشتىناپذير بودند ، سرانجام يارغو رأى شديد صادر كرد . در برخى از موارد وكيل مدافعى در اختيار متهمان قرار مىگرفت « 6 » . پس از استقرار مغولان در كشورهائى كه اسناد كتبى در محاكم آن نقش مهمى را به عهده داشته است ، ديگر نتوانستند از كاربرد آن در حين محاكمه خوددارى كنند . انتصاب قضات غيرمغولى نيز به گسترش نقش اسناد در جريان محاكمه كمك كرد . قوبيلاى حقوق‌دانان چينى را در امور قضائى قلمرو خود شركت داد « 7 » . هلاكو از جمله داود پنجم پادشاه گرجستان و نصير الدين طوسى را به‌عنوان « يارغوچى » منصوب كرد « 8 » . باتوجه به اين‌كه اين كار خان مغول بيشتر جنبهء احترام داشته است ، با اين‌همه
هامش
( 1 ) -Qazwini , Erdk . Bei Schlosser 32( 2 ) - ر ك : ابن فوطى 399 ص ب ؛ ميرخواند ج 5 : 144 . ( 3 ) - وصاف / هامر ج 1 : 255 ؛ زمجىc490 . ( 4 ) -Qazwini , Erdk . bei Schlosser 31( 5 ) - جوينى ج 2 : 234 ص ب . ( 6 ) - رشيد الدين / بلوشه ج 2 : 296 . ( 7 ) - ميرخواند ج 5 : 62 . ( 8 ) -Kartlis chovreba I 548ابن فوطى 351 .