و آن را بهعنوان طعام به بزرگان دربارش خورانده است ، افسانهاى بيش نيست ، ريكولدوس احتمالا در اينجا اساطير باستانى را بازگوى كرده است .
اما اغلب پيش آمده است ، كه نعش مقتول را قطعهقطعه كنند . گاهگاه سر او را از تن جدا مىكردند و ( بهعنوان نشان اجراى قتل ) براى فرمانروا مىفرستادند « 1 » ، و يا بر سر نيزهاى مىآويختند « 2 » ، و يا زير سم اسبان مىافكندند « 3 » . اين اعمال و نيز فرستادن قطعات بدن مقتول « 4 » به قسمتهاى مختلف مملكت در نقاط ديگر جهان نيز پيش آمده است . در دوران فرمانروائى قوبيلاى در چين حتى نعش مردگان را از زير خاك بيرون مىكشيدند و به دار مىآويختند « 5 » .
براى شكست در جنگ « 6 » ، قتل اشخاصى كه تحت حمايت خاص دولت نبودند ، و نيز براى دزدىهاى كوچك تنبيهات بدنى وجود داشت . دزدان موظف بودند ، كه نه برابر شىء دزدىشده را پس بدهند « 7 » . كسانى كه در حين انتخاب فرمانروا به محوطهء ممنوعه پا مىگذارند ، مورد اصابت تيرهائى قرار مىگرفتند « 8 » ، كه نوكى كند داشت .
چنانچه مأموران دولت بر خلاف شئون مملكت رفتار مىكردند ، و يا با قاطبهء بزرگان دولت به ستيزه مىپرداختند ، همانطور كه در مورد گرگوز حاكم در سال 1240 م .
روى داد « 9 » ، از كار منفصل و متناسب با نوع جرمشان محكوم به پرداخت جريمهء نقد « 10 » و امثال آن « 11 » مىشدند .
شاهزادگان و اميران ياغى را تبعيد و يا زندانى مىكردند : اريقبوكا ناگزير
هامش
( 1 ) - ابن فوطى 482 ؛ وصاف / بمبئى 343 ؛ ميرخواند ج 5 : 118 ؛ ابن بطوطه 2 : 120 ص ب ؛ خواندمير ج 3 : 74 .
( 2 ) - وصاف / بمبئى 338 ؛ خواندمير ج 3 : 81 .
( 3 ) - ابن بطوطه ج 2 : 119 .
( 4 ) - وصاف / هامر ج 1 : 222 ص ب : مفضل ج 2 : 419 .
( 5 ) - ميرخواند ج 5 : 64 .
( 6 ) - وصاف / بمبئى 414 ؛ ميرخواند ج 5 : 125 ، 132 ؛ خواندمير ج 3 :
53 ؛ حافظابرو 6 چ .
( 7 ) - ابن بطوطه ج 3 : 83 .
( 8 ) -J . P . Carpini / Wyngaert 117( 9 ) - رشيد الدين / بلوشه ج 2 : 257 .
( 10 ) - وصاف / بمبئى 221 .
( 11 ) - ر ك : مثلا مفضل ج 2 : 419 .