تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
بدن آن‌ها كرم بگذارد « 1 » . محكومين را در آب خفه مىكردند « 2 » ، مىسوزاندند « 3 » و يا با وارد آوردن ضربت‌هائى به بدن آن‌ها آنان را مىكشتند . آن‌ها را بر فراز آتش‌هاى سوزان مىآويختند « 4 » و يا در درون روغن گداخته فرومىبردند « 5 » . اغلب بستگان محكوم مقتول نيز به قتل مىرسيدند « 6 » و ثروت آنان ضبط مىشد « 7 » . در مورد اعضاى خانوادهء سلطنتى كوشش مىشد ، كه خون ريخته نشود « 8 » ، و لذا آن‌ها را با بستن زهى به دور گردنشان و يا پيچيدن آن‌ها در فرش خفه مىكردند « 9 » . منابع تاريخى با وجود اختلاف گزارش « 10 » در اين مورد متفق القول هستند ، كه سر خليفهء بغداد را با شمشير از بدن جدا نكرده‌اند . قتل گروگان و بىگناهان ديگر براى انتقام‌جوئى از كسانى كه مغولان به آنان دست‌رسى نداشتند ، همان‌گونه كه قوبيلاى دستور قتل امراى برادرش اريق‌بوكا را داد « 11 » ، نيز از مختصات حقوق جزاى مغول نبود . گاه‌گاه نيز براى آن‌كه جرم قتل را به گردن ديگرى بياندازند ، كسى را وادار به قتل شخص موردنظر مىكردند . در سال 1260 م . كيدبوقا ، يكى از امراى زيردست خود را مجبور كرد ، كه يكى از سرداران مصرى را ، كه بخشوده شده بود گردن بزند . هلاكو به وساطت همين امير در اصل سردار مصرى را بر خلاف ميل كيدبوقا بخشوده بود . گزارش هيتونوس « 12 » و ريكولدوس « 13 » دربارهء اين‌كه اباقا فرمان داده است ، كه نعش معين الدوله پروانه « 14 » يكى از زمام‌داران سلجوقى آسياى صغير را قطعه‌قطعه كنند ،
هامش
( 1 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 388 . ( 2 ) -Bar Hebraeus 481 f .؛ ميرخواند ج 5 : 52 ؛ خواندمير ج 3 : 77 . ( 3 ) - ميرخواند ج 5 : 148 . ( 4 ) - حافظابرو 35 ر . ( 5 ) - خواندمير ج 3 : 35 . ( 6 ) - جوينى ج 1 : 202 ؛ وصاف / بمبئى 142 ؛ ميرخواند ج 5 : 104 ؛ ابن بطوطه ج 2 : 120 ص ب . ( 7 ) - وصاف / هامر ج 1 : 291 ؛ خواندمير ج 3 : 73 . ( 8 ) -Ricoldus 115( 9 ) -Polo / Pauthier 248 f .( 10 ) - وصاف / هامر ج 1 : 79 . ( 11 ) - ميرخواند ج 5 : 60 . ( 12 ) -Haytonus 309( 13 ) -Ricoldus 116( 14 ) - ابو الفرج 501 ص ص ب .