و يا آنكه اصولا هيچگونه مسئوليت رسمى نداشتند . امير عز الدين اتابك در سال 1277 م .
حاكم ملطيه « 1 » و شمس الدين جوينى ، پس از آنكه از منصب وزارت معزول شده بود ، براى آنكه از وى استمالتى شده باشد ( اضافه بر پولى كه به وى داده شد ) ، حاكم سيواس گرديد « 2 » ، و ظاهرا از اين هنگام متداول شد ، كه در شهرها نيز حاكم منصوب شود . گذشته از آن در بين النهرين چندين حاكم وجود داشت ، كه مسئول ادارهء امور ولايات كوچك بودند « 3 » ، اما نجيب الدوله ، كه يكى از صاحبمنصبان يهودى دولت بود و در 17 صفر 715 در نوبندجان در نزديكى شيراز با عنوان حاكم مرد ، ظاهرا هيچگونه حكومت رسمى نداشته است « 4 » .
در مواقع ضرورى ظاهرا حاكم خود « حكامى » براى ادارهء امور ولايات كوچك منصوب مىكرد ، همانگونه ، كه تغاچار در سال 690 ه . ق . چون گيخاتو آسياى صغير را ترك كرد تا هنگام انتخاب وى به منصب ايلخانى ، عمل نمود « 5 » .
گذشته از حكام ايالات در شهرها نيز يك فرمانده لشكرى با عنوان شحنه وجود داشت . آنان در تبريز « 6 » و اصفهان « 7 » و طاروم « 8 » و نيز بهعنوان متصدى امور ولايت در قهستان « 9 » و گذشته از آن در پايتختهاى شاهان دستنشانده ، چون شيراز « 10 » در سال 1228 م .
شبانكاره « 11 » در سال 1296 م . و در لرستان « 12 » در سال 1296 م . ديده مىشوند . انتصاب اين شحنهها در شهرهائى كه تازه به تصرف مغولان درآمده بود ، چون بغداد « 13 » و الحله « 14 » در سال 1258 م . حلب « 15 » در سال 658 ه . ق . و دمشق « 16 » در سالهاى 1260 و 1300 م . داراى
هامش
( 1 ) - رشيد الدين / وين 223 چ .
( 2 ) - ميرخواند ج 5 : 95 ص ب .
( 3 ) - ابن فوطى 450 .
( 4 ) - كاشانى 129 چ .
( 5 ) - وصاف / بمبئى 249 .
( 6 ) - رشيد الدين / وين 227 چ .
( 7 ) - وصاف / بمبئى 251 .
( 8 ) - ميرخواند ج 5 : 131 ؛ حافظابرو 4 ر .
( 9 ) - ميرخواند ج 5 : 106 .
( 10 ) - وصاف / بمبئى ج 1 : 157 .
( 11 ) - وصاف / بمبئى 424 .
( 12 ) - رشيد الدين / وين 262 چ .
( 13 ) - ابن فوطى 331 ؛ رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 238 ؛ 312 ؛ جوزجانى 432 ص ب ؛ عزاوى 201 ص ص ب .
( 14 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 310 ؛ وصاف / هامر ج 1 : 70 ص ب .
( 15 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 338 .
( 16 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 338 ؛ ميرخواند ج 5 : 122 .