اهميت خاص است .
در ايالات بهخصوص تا سال 694 ه . ق . حكام اغلب قائم مقامى داشتند ، كه به وى عنوان « نايب » داده مىشد . اين صاحبمنصب بيش از هرچيز مسئول امور كشورى ، از جمله مسائل مالياتى بود « 1 » . اينكه در ايالات « وزيرى » وجود داشته باشد ، تنها در خراسان و بين النهرين ديده مىشود « 2 » .
در هر ايالت حفظ نظم و آرامش عمومى از جملهء وظائف نايب بود ، اما ظاهرا اكثر « نواب » موفق نشدهاند ، كه اين وظيفهء خود را به خوبى انجام دهند و يا آنكه در انجام آن مسامحه كردهاند . در غير اين صورت موفقيت بهاء الدين جوينى ، كه در اصفهان « نايب » بود ، در برقرارى آرامش اينچنان مورد تحسين قرار نمىگرفت « 3 » .
به « نواب » نيز شبيه نشانهائى كه به حكام مىدادند ، داده مىشد « 4 » .
قائم مقام حاكم گاهگاه واقعا وظيفه داشته است ، كه به نمايندگى از طرف حاكم كليهء امور مربوطه را اداره نمايد ، از جمله وقتى كه حاكم تصدى امور چند ايالت را داشت و خود در يكى از آن ايالات مستقر مىگرديد ، در اين هنگام اختيارات او به نايبش داده مىشد . مثلا در سال 1260 م . سونجاقآغا حاكم بين النهرين و فارس شد - چنين انتصابى نادر نيست - و علاء الدين جوينى به نيابت او در بين النهرين منصوب گرديد « 5 » .
اما اغلب حاكم و نمايندهء او هردو در يك ايالت مشغول به كار بودند ، بهخصوص در ايالتى كه تحتنفوذ مغولان قرار داشت : در خراسان ، عراق عجم و عرب ، فارس ( پس از آنكه مستقيما به قلمرو مغولان ضميمه شد ) « 6 » و سوريه ( در دورانهائى كه در
هامش
( 1 ) - رشيد الدين / وين 236 ر .
( 2 ) - رشيد الدين / وين 214 چ ؛ ميرخواند ج 5 : 157 ص ب
( 3 ) - وى به سبب سختگيريش مورد سرزنش نيز قرار گرفته است : وصاف / هامر ج 1 : 131 - 121 .
( 4 ) - مقريزى / كاترمر ج 2 : 2 ، 157 .
( 5 ) - رشيد الدين / وين 214 چ .
( 6 ) - ميرخواند ج 5 : 107 .