دربارهء وضع آن ايالت كامل است . با ملاحظهء اين گزارشها پى مىبريم ، كه در نحوهء ادارهء امور بين النهرين تغييرات شديد رخ نداده است . بهخصوص سازمانهاى كوچك كشورى در صفحات جنوبى ايالت مدتها محفوظ ماند « 1 » .
چون فرمانروائى جديد بر تخت ايلخانى مىنشست - بههرحال تا سال 694 ه . ق . - « نواب » نيز مانند حكام تغيير مىيافتند ، خصوصا وقتى كه فرمانرواى جديد با سلف خود دشمنى داشت « 2 » . ناگفته نماند ، كه گروهى از اين صاحبمنصبان و يا فرزندان آنان بعدها دوباره به كار گمارده مىشدند . موروثى بودن مناصب دولتى در اين مورد بىتأثير نبوده است .
در دوران زمامدارى غازان و جانشينان او منصب نيابت تقريبا از بين رفت .
بههرحال از آن پس ديگر سخنى از « نواب » نيست . ظاهرا حكام وظائف آنان را نيز خود به عهده گرفتهاند . باسقاقان نيز ، كه در مسائل مالياتى قلمرو شاهان دستنشانده داراى نفوذ و قدرت فراوان بودند ، پس از غازان ديگر به چشم نمىخورند .
همانطور كه گذشت ، دربارهء مسئوليت و نحوهء كار صاحبمنصبان برجستهء ايالات اطلاعاتى در دست داريم ، اما منابع تاريخى از مأموران ديگر ايالات هيچگونه گزارشى نمىدهند ، و لذا در اين مورد تاريكى و ابهام حكمفرما است .
صورت حكام و نواب ايالات ايران در دوران فرمانروائى مغولان
چنين صورتى باتوجه به كيفيت تاريخى ، بهخصوص در مورد ايالاتى كه از نظر سياسى اهميت كمترى داشتهاند ، نمىتواند كامل باشد .
حكام خراسان
1256 م : نصير الدين طوسى از طرف هلاكو به ادارهء امور طوس گمارده مىشود ( رشيد الدين /
هامش
( 1 ) - ر ك : ابن فوطى 331 ص ب ، 338 ، 343 ؛ ميرخواند ج 5 : 138 ؛ وصاف / بمبئى 340 .
( 2 ) - ر ك : ميرخواند ج 5 : 109 ، 119 .