تصرف مغولان بود ) . در آسياى صغير نيز ، كه عملا از سلطهء سلاطين سلجوقى خارج شده بود ، براى حفظ نظم و آرامش ، وجود يك صاحبمنصب كشورى بسيار ضرورى مىنمود ، به همين جهت است ، كه در اين منطقه از « نواب » بسيار صحبت مىشود .
در آسياى صغير « 1 » ظاهرا چندين نايب وجود داشته است . ترديد نيست ، كه در اين سامان ميان سلاطين سلجوقى و مغولان كشاكش زياد وجود داشت « 2 » ، و در نتيجه امور دولت معطل مىماند ، و به همين سبب چند تن نايب براى ادارهء اينگونه امور گمارده مىشدند .
اما در گرجستان ، ارمنستان ، دياربكر ( در زمان فرمانروائى سلاطين ماردين ) ، كرمان ، لرستان و فارس ( تا هنگامى كه دولتى مستقل در آنجا بود ) ، صحبتى از اين نوع صاحبمنصبان نيست . در اين كشورها دولت محلى نظم و آرامش را حفظ مىكرد ، و به اين ترتيب حاكم بهعنوان فرمانده لشكرى كافى بود . گذشته از آن در آذربايجان كه مقر سلطنت ايلخانان بود و ارّان ، كه يك حوزهء لشكرى بود و فرمانروا اغلب در آنجا مىزيست ، به وجود اينگونه مأموران نيازى نبود .
باتوجه به اينكه نواب اغلب از ميان افراد خانوادههاى ايرانى كه در دستگاه دولت اشتغال داشتند - و نه از اشراف مغول - انتخاب مىشدند ، و نيز اينكه جوينى نايب بين النهرين عنوان « صاحب ديوان » را نيز داشت « 3 » ، ديده مىشود كه اين مأموران بيشتر وظائف كشورى داشتهاند . جوينى به اين ترتيب متصدى ادارهء امور مالياتى و رويهمرفته تمام امور كشورى بوده است . سعد الدوله نيز ، كه بعدها به وزارت رسيد ، مدتى اين منصب را به عهده داشت . تنها در بين النهرين است ، كه ما به اين موضوع برمىخوريم . ناگفته نماند ، كه در اين ايالت شخصيتهاى برجستهاى به اين منصب گمارده مىشدند ، و با در دست داشتن گزارشهاى ابن فوطى اطلاعات ما تا سال 1300 م .
هامش
( 1 ) - عمرى / تشنر 31 .
( 2 ) - عمرى / تشنر 28 .
( 3 ) - مفضل ج 2 : 480 .