تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
داشتند . وظائف نظامى « 1 » خصوصا در مناطق خطرناك و مرزى ، به عهدهء اين حكام محول بود . بايد خاطرنشان كرد ، كه برخى از امور كشورى مخصوصا در پايان عصر فرمانروائى ايلخانان ، كه جنگ‌وجدال كم‌تر وجود داشت ، نيز از جملهء وظائف آنان بود . حكام به سبب تمركز شديدى كه در قلمرو ايلخانان وجود داشت ، تنها در موارد استثنائى مجاز بودند ، كه با نيروهاى خارجى مذاكره كنند ، و گرنه در تمام موارد ديگر مىبايستى صريحا اظهار دارند ، كه اين نوع مذاكرات از اختيارات شخص ايلخان است « 2 » . با اين همه دربار مصر اغلب وسيلهء مكاتبه با آنان و نيز با وزيران ، شيوخ و غيره تماس حاصل نموده است « 3 » . فرمانروا به حكام شمشير ، سنجاق ، طبل ، خلعت و لوح زرين با سر يك شير - به‌عنوان نشان منصب آنان - مىداد « 4 » . در شرايط خاص ، كه چگونگى آن بر ما روشن نيست ، پيش مىآمد ، كه در يك ايالت دو حاكم منصوب شوند . اباقا در سال 663 ه . ق . بهاء الدين جوينى را حاكم اصفهان « و قسمت اعظم عراق عجم » كرد ، اما در عين حال ملك افتخار الدين قزوينى را به حكومت قزوين و « بخشى از عراق » گمارد « 5 » . معمولا اين نواحى به صورت يك واحد اداره مىشد . در يزد ( كه معمولا جزئى از عراق عجم بود ) ، در سال 690 « 6 » ه . ق . و نيز در نخجوان در سال 720 « 7 » ه . ق . حاكمى وجود داشت . بايد دانست كه اين مناطق در ساير مواقع جداگانه اداره نمىشده است . گذشته از آن ديده مىشود ، كه منصب حكومت گاه‌گاه به‌عنوان مقام افتخارى به برخى از اشخاص داده مىشد ، گو اين‌كه در اصل تنها ادارهء شهرى را به عهده داشتند ،
هامش
( 1 ) - رشيد الدين / وين 214 چ ؛ ميرخواند ج 5 : 112 ؛ ( 2 ) - مفضل ج 2 : 480 ؛ ميرخواند ج 5 : 138 . ( 3 ) - قلقشندى ج 7 : 265 - 261 ، 292 - 290 . ( 4 ) - ر ك : وصاف / بمبئى 434 ؛ مفضل ج 2 : 651 ص ب ؛ رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 176 . ( 5 ) - رشيد الدين / وين 214 چ . ( 6 ) - رشيد الدين / وين 300 چ . ( 7 ) - ميرخواند ج 5 : 147 .
تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 337 | برتولد اشپولر / محمود ميرآفتاب