نجات داد « 1 » . سعد الدين وزير نيز در سال 711 ه . ق . به اتهام اختلاس به قتل رسيد « 2 » .
تقسيم ادارهء امور مالياتى نيز طبق گزارش حمد اللّه متناسب با تقسيمبندى سياسى كشور به ايالات بوده است . گمان مىرود ، كه در ولايات ادارهء امور مالياتى نيز به عهدهء حكام همان ولايات بوده است . در مراكز اين ولايات در فواصل زمانى معين ، مركزى براى رسيدگى به امور مالياتى تشكيل مىشد « 3 » . در ولايات درآمد مالياتى ابتدا به صورت پراكنده جمعآورى مىشد ، و سپس به ادارات ماليه و مؤسسات مشابه تحويل داده مىشد « 4 » .
دقيقا نمىتوان گفت ، كه موجب اصلى اين نوع تقسيمبندى چه بوده است .
خراسان ، قهستان ، قومش ، مازندران و طبرستان « 5 » از نظر مالياتى وضع خاصى داشتند ، چه درآمد مالياتى اين ايالات جداگانه محاسبه مىشد « 6 » . شايد منظور اين بود ، كه به ايالت سرحدى ، كه اغلب تحت حكومت وليعهد قرار مىگرفت ، اختيارات بيشترى در امر مصرف درآمد مالياتى داده شود . اما در اين مناطق نيز بىنظمىهائى مشاهده مىشد . مأموران دريافت ماليات در خراسان ، كه اغلب محلى بودند ، ماهرانه سالى 200000 دينار « براى مصارف لشكرى » ضبط مىكردند . غياث الدين در سال 726 ه . ق . با اين عمل مخالفت كرد . او دستور داد ، كه مخارج ايالت دقيقا محاسبه گردد و بقيهء پولها به خزانهء دولت تسليم شود . اما وضع خاص و امتيازات خراسان از نظر مالياتى تا هنگام زوال سلطنت ايلخانان محفوظ ماند « 7 » .
رفتار مأموران معمولى دولت نيز متناسب با رفتار صاحبمنصبان عالىرتبه بود .
حتى كار به جائى رسيده بود ، كه برخى از حكام ده بار و حتى بيست و سه بار ماليات دام را دريافت مىداشتند . چون اجحاف مأموران از حد مىگذشت ، ادارهء امور مالياتى دولت فرستادگانى براى رسيدگى اعزام مىداشت . در چنين صورتى حاكم به عجله به پيشواز
هامش
( 1 ) - وصاف / بمبئى 269 . - ر ك : كاشانى 102 چ ص ب .
( 2 ) - كاشانى 86 - 83 .
( 3 ) - حمد اللّه ج 1 : 67 ، 113 .
( 4 ) - حمد اللّه ج 1 : 67 .
( 5 ) - حمد اللّه ج 1 : 159 ، 161 .
( 6 ) - حمد اللّه ج 1 : 27 .
( 7 ) - حمد اللّه ج 1 : 147 .