به او گفت كه انتظار دوچندان هدايا را از او داشته است « 1 » ، و به همين سبب نيز وى را عزل كرد . آيا در اين صورت بديهى نبود ، كه جوينى باتوجه به اين وضع احساس وظيفه مىكرد ، كه اعضاء ديگر خانوادهء سلطنتى را با هداياى خود دلخوش كند ؟
ارغون هنگامى كه سعد الدوله را صرفا ، به خاطر وعدهء او براى بالا بردن ماليات بين النهرين ، نخست نايب و صاحب ديوان آن ايالت و سپس عهدهدار امور تمام مملكت كرد ، اين بىتوجهى و عدم علاقهء ايلخانان را نسبت به سرنوشت مملكت كاملا هويدا ساخت . ارغون مىبايست بداند ، كه اين سعد الدوله نيز مانند پيشينيانش در فكر منافع خويش است و چنانچه بخواهد ميزان ماليات را بالا برد ، بايد جبرا فشار بيشترى به مردم ، خاصه به روستائيان ، وارد آورد . شكاياتى كه پس از اشتغال سعد الدوله به دربار مىرسيد ، در همين زمينه بود . سعد الدوله ضمنا بسيارى از اسناد را خودسرانه و از روى غرض لغو كرد « 2 » ، و از اين راه توانست مقدارى از زمينها را از نو رهن دهد ، و نيز از كسانى كه از پرداخت ماليات معاف بودند ، دوباره مبلغى ماليات بگيرد .
حكام و ساير مأموران متنفذ ايالات نيز رفتار ديگرى نداشتند . جوينى حاكم بين النهرين و مورخ شهير به خطا متهم شد ، كه 250 تومان اختلاس كرده است « 3 » . با اينهمه بعيد نيست ، كه او مبالغ كمترى را به نفع خود ضبط كرده باشد . جوينى در 1 ربيع الاول 680 از اتهامات وارده تبرئه و دوباره به كار گمارده شد « 4 » . در آغاز فرمانروائى غازان نيز چندين تن از صاحبمنصبان برجستهء دولت محاكمه شدند ، چه آنان متهم بودند ، كه در فارس مبالغ هنگفتى اختلاس كردهاند « 5 » . اين اتهام بىشك چندان ناروا نبود ، چون ملك الاسلام جمال الدين ، كه بعدها حاكم فارس شد و در اين محاكمات نيز دخالت داشته است ، در سال 691 ه . ق . با پرداخت مبالغ شايان توجهى شيراز را از ويرانى
هامش
( 1 ) - وصاف / هامر ج 1 : 203 - 201 .
( 2 ) - ميرخواند ج 5 : 104 .
( 3 ) - وصاف / هامر ج 1 : 196 ص ب ؛ ابن فوطى 398 .
( 4 ) - وصاف / هامر ج 1 : 196 ص ب .
( 5 ) - وصاف / بمبئى 336 ص ب ؛ 340 ، 404 ص ب .