به جبلهاى سوم بخشيد « 1 » ، اما اگر هم در صحت اين روايت شك نكنيم ، بايد اين بخشش را نشانهء لطف ايلخان به يك هموطن مغولى خود دانست .
جبلهاى سوم كمى پس از جلوس ابو سعيد بر تخت سلطنت در 7 رمضان 717 درگذشت « 2 » . به اين ترتيب مسيحيّت آخرين حامى خود را از دست داد ، و در طول قرنها ديگر هيچ نوع اهميت سياسى نيافت . در اين موقع صد سال از نخستين حملات مغول به آسياى مركزى و خاور نزديك مىگذشت .
از آن پس ديگر به ندرت اخبار مربوط به مسيحيان به دست ما مىرسد . ابو سعيد بر خلاف وعدهاى كه به شاهان مغربزمين داده بود « 3 » ، فرمان تخريب كليساهاى مسيحى را داد « 4 » : اروپا ديگر براى فرمانروايان ايران در آن زمان اهميتى نداشت ، و به اين ترتيب رعايت خواستهاى مسيحيان اروپا بىمورد بود . على پادشاه پس از نابود كردن ارپهخان و نشاندن موسى خان بر تخت سلطنت ، در سال 736 ه . ق . به تعقيب مسيحيان پرداخت ، و اگرچه در اين هنگام اسقف اعظم ارمنستان « 5 » وساطت كرد ، اما در واقع مرگ فرمانروا بود ، كه موجب قطع تجاوز به مسيحيان شد .
در اين موقع لحظهء زوال فرمانروائى ايلخانان فرارسيده بود . مناطق قفقاز و بين النهرين مستقل شدند ، و در مناطق اصلى ايران زمين - صرفنظر از آذربايجان - كه داوطلبان سلطنت بر سر آن با يكديگر ستيزهجوئى مىكردند ، تعداد معدودى از مسيحيان ساكن بودند ، كه سرنوشت آنان در ابهام تاريخ محو مىشود .
ارتباط ايلخانان با كشورهاى مسيحى مغربزمين
رابطهء فرمانروايان مغول ايران را با مغربزمين در اينجا از آن نظر مورد
هامش
( 1 ) -Tasita 204( 2 ) -Siouffi 94( 3 ) -Krause , Ostasien I 374( 4 ) -Browne , Lit . Hist . III 58( 5 ) -Hist . Crois . , Doc . Anm . I 468