و الجايتو براى ايجاد روابط با مغربزمين به چشم مىخورد . از ميان طرفداران رابطهء نزديك با مشرق زمين بايد چهار تن از پاپها يعنى اينوسنت چهارم ( 1254 - 1243 م . ) گرگور دهم ( 1276 - 1271 م . ) ، نيكلاى چهارم ( 1292 - 1288 م . ) و ژان بيست و دوم ( 1334 - 1316 م . ) و نيز لوئى نهم پادشاه فرانسه ( 1270 - 1226 م . ) و تا حدى نيز ادوارد اول ( 1307 - 1272 م . ) پادشاه انگلستان را نام برد . اما علاوه بر روحانيان فرانسوى ، ايتاليائى ، اسپانيائى و پرتغالى ، روحانيان آلمانى و لهستانى نيز براى برقرارى اينگونه روابط كوشش فراوان كردهاند .
موضوعى كه در اينجا از آن صحبت مىشود ، براى تاريخ فرمانروائى مغولان در ايران داراى اهميت محدود است ، و تاكنون چندين بار به تفصيل دربارهء آن صحبت شده است « 1 » . بدينگونه كافى است ، كه در اينجا به اختصار وقايع مهم را نام بريم .
سقوط دولت مستقل روسيه در سال 1240 م . و پيشرفت مغولان تا دروازههاى اروپاى مركزى در سال 1241 م . با وجود استمدادهاى پيشين شاهان گرجستان و شاهان مسلمان « 2 » مشرق زمين براى نخستين بار مغربزمين را متوجه خطرى نمود ، كه آنان را تهديد مىكرد . به اين سبب پاپ اينوست چهارم در 1245 م . مجمع عمومى كليسا را در ليون تشكيل داد ، و با آباء كليسا به مشورت پرداخت ، كه چگونه مىتوان با مغولان مقابله كرد ، و بالاتر از آن چطور مىتوان مغولان را پيرو دين مسيح نمود ، و سپس آنان را برعليه مسلمانان شوراند ، تا بدينترتيب خطر ريشهكن شود .
اروپائيان تا آن هنگام اطلاعات دقيقى دربارهء اين قوم بيگانهء آسيائى ، كه آنان را به جاى تاتارها ، تاتار مىناميدند ، نداشتند . اطلاعاتى كه فراريان از جمله پتر اسقف روس مىدادند ، كافى نبود ، و به گزارشهاى سفيران مغول نيز به حق نمىتوان اعتماد
هامش
( 1 ) - ر ك : فهرست منابع شمارههاى 386 - 366 .
( 2 ) -Remusat , Mem . a 401 ff .