مىكند « 1 » ، اما در ارزشيابى اقدامات سعد الدوله ، كه بعدا بمقام وزارت در اين ايالت رسيد ، راه انصاف مىپيمايد .
آثار ديگر عربى ، كه در خارج از قلمرو مغولان نگاشته شده است ، يا نوشته - هائى است كه بيشتر جنبهء ادبى دارد ، و يا جنبهء تاريخى . اثر پراهميت ابن اثير « 2 » را كه به سال 1231 م . ختم مىشود و حاوى نخستين بخش از تاريخ مغولان است ، مىتوان از دستهء اول دانست . اين كتاب خرابكارىهاى ظالمانهء آن دوران را مستقيما منعكس مىكند . تاريخ نسوى « 3 » اين تصوير را بسيار ماهرانه تكميل مىكند . گرچه اين كتاب بيشتر ناظر بر احوال جلال الدين آخرين خوارزمشاه است ، كه مردى قهرمان ، اما از نظر سياسى داراى ديدى محدود بود ؛ با اين همه در آن زياد صحبت از مغولان پيش مىآيد .
خصوصا دربارهء ناحيهء جنوب شرقى قلمرو مغولان در اين اثر اخبارى ديده مىشود كه ابن اثير از آن بىاطلاع بوده است .
پس از آن بايد طبقات ناصرى تأليف جوزجانى را نام برد . اگر چه طبقات به زبان فارسى نگاشته شده است ، اما چون مؤلف آن با مغولان دشمنى فراوان داشته است ، لذا آن را در اينجا ذكر مىكنيم « 4 » . با آنكه اين اثر حاوى اطلاعات تازهء زياد نيست ، اما گزارش ابن اثير و نسوى را در مورد خرابكارىهاى مغولان تأييد مىكند . بيشاز اين به ذكر جزئيات نمىپردازيم .
منابع تاريخى به زبان عربى اغلب به قلم مصريانى « 5 » نگاشته شده است ، كه دشمنان سرسخت مغولان بودهاند . و همين امر موجب اهميت خاص اين منابع مىشود . خصوصا در مورد لشكر كشى هاى سوريه بايد اين منابع را با آثارى كه قبلا نام برده بوديم ،
هامش
( 1 ) - ابن فوطى 451 : سعد الدوله وضع عمومى ايالت بين النهرين را سروسامانى داد .
( 2 ) - فهرست منابع شمارهء 110 .
( 3 ) - فهرست منابع شمارهء 109 .
( 4 ) - فهرست منابع شمارهء 14 .
( 5 ) - ر ك :II 35 - 42 , 44 - 45( فهرست منابع شمارهء 243 )Brockelmann IV 33 - 39 , 42 - 44 .