تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
اردنى پين تبچى ( دكمهء دادگسترى ) « 1 » اثر سگانگ سسن
Sagang secen
نيز چون مدتى پس از دوران مورد نظر ما تأليف شده است ، چندان ارزشى ندارد . از كتاب ابو القاضى بهادر خان « 2 » نيز كه به زبان جغتايى - ازبگى نگاشته شده است ، نمىتوانيم اطلاعات ارزنده‌اى به دست آوريم . نويسندگان بيزانسى « 3 » تنها به بحث دربارهء اوضاع آسياى صغير و رابطهء سلاطين سلجوقى با مغولان مىپردازند . آثار اين نويسندگان گاهگاه نحوهء قضاوت خارجيان را دربارهء فرمانروايى ايلخانان آشكار مىسازد . آثار عربى نيز چون نوشته‌هاى مورخان بيرانسى در خارج از قلمرو مغولان نگاشته شده است اما اثر عربى بارهبراوس « 4 » ، كه براى خوانندگان مسلمان از نو تدوين يافته مستثناست . نويسنده در اين كتاب بسيارى از اخبار مربوط به مسيحيان را حذف كرده است ، در حالى كه وجود اين اخبار يكى از محاسن بزرگ كتاب سريانى است . به اين ترتيب كتابى عربى براى ما داراى ارزش محدود است . دومين استثناء اثر ابن الفوطى « 5 » دربارهء بين‌النهرين تا سال 1300 م است ، كه داراى اهميت خاص است . به يارى اين اثر است ، كه ما از وضع ادارهء ايالت بين‌النهرين و رويهم - رفته از نحوهء ادارهء ايالات در دوران فرمانروايى مغولان آگاه مىشويم . كتاب ابن الفوطى دربارهء زندگى مسيحيان و يهوديان اطلاعات جالبى به دست مىدهد ، و بخصوص دربارهء زندگى يهوديان حاوى مطالبى است ، كه در هيچ اثر ديگر ديده نمىشود . اگر چه وى در نقل رباخوارى يهوديان و زيانهاى آن مبالغه
هامش
( 1 ) - فهرست منابع شماره‌هاى 90 - 87 ( 2 ) - فهرست منابع شمارهء 103 ( 3 ) - فهرست منابع شماره‌هاى 108 - 105 . - همچنين ر ك شمارهء 238 ( 4 ) - به عربى ابو الفرج ( فهرست منابع شمارهء 119 ) . -Baumstark . 319( 5 ) - فهرست منابع شمارهء 120 . دربارهء نام وى ر ك :Litterae Orientales 1937 , Heft 2 , Nr . 8561. در تاريخ ادبياتBrokelmannنامى از وى نيست .