مغول به اوج خود رسيده بود ، طبق حدود طبيعى انجام مىشد .
مستوفى در زمينهء كاهش ميزان درآمد مالياتى ( جز براى خراسان ) اطلاعات مهمى نقل مىكند . اگرچه مستوفى اين اثر را در سال 741 ه . ق . نگاشته است ، اما بىشك منظور وى دوران پيش از مرگ ابو سعيد است ، چه پس از مرگ وى ديگر مالياتهاى جمعآورىشده اصولا بيك صندوق مركزى ريخته نمىشد .
تا اينجا عمدا دربارهء اشتباهات يكايك منابع سكوت كردهايم « 1 » . با وجود منابع جامع در مورد اين بخش از تاريخ ايران ، رفع اين اشتباهات كارى ساده است .
منابع چينى « 2 » ، تا آنجا كه من اطلاع دارم ، دربارهء سلطنت ايلخانان مطالب مهمى نقل نمىكند . از برخى اشاراتى كه در اين آثار رفته است ، استنباط مىشود ، كه ايلخانان نيز بهعنوان شاهزادگان خاندان سلطنتى مغول در چين داراى اقطاعاتى بودهاند . وصّاف نيز دربارهء زناشوئى ايلخانان و تسليم محصول اين اقطاعات به آنان مطالبى نقل مىكند « 3 » .
سياحتنامههاى جهانگردان غربى و بيش از همه سياحتنامهء ژانپلانو كارپينى و ويلهلم فن روبروك در مورد قاآنها و اوضاع ايران حاوى مطالب ارزندهايست . ما قسمت اعظم اطلاعات خود را در زمينهء تاريخ فرهنگ عصر قاآنها مديون اين منابع هستيم . جاى تأسف است ، كه چنين آثارى دربارهء دوران فرمانروائى ايلخانان در دست نيست . مقايسهء كوتاهى ميان اين آثار و نوشتههاى مورخان شرقى نشان مىدهد ، كه
هامش
( 1 ) - چند مثال : به روايت جوزجانى 411 ص ب منكو به دين اسلام تشرف يافته است .Haytonus 294قوبيلاى را مسيحى مىداند ؛ به روايتOrbelianبايدو در اصل مسيحى بوده است و اطرافيانش وى را به قبول اسلام مجبور كردهاند ( وى بايدو را احتمالا به جاى احمد و يا الجايتو گرفته است ) .
( 2 ) - دربارهء منابع چينى و تحقيقات تاريخى چينىها و ژاپنىها در مورد تاريخ مغولان به اثرWataru yanai( فهرست منابع شمارهء 114 ) و نوشتهءPaul PelliotدرJournal Asiatique 1920 , I , S . 130 - 133 ,مراجعه شود .
( 3 ) - وصاف / بمبئى 505 ص ب .