تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
دانست ، كه با اين همه تواريخى كه وى نقل مىكند ، گاهگاه كاملا دقيق نيست « 1 » . جغرافى نويسان وضع خاصى دارند . چون مطالبى كه به زبان عربى در وصف سرزمين‌هاى مختلف نوشته شده است ، معجونى است ، از اطلاعاتى كه از زمان هاى گوناگون گرفته شده است ، لذا بايد نهايت احتياط را به كار برد . بايد دانست ، كه آنچه گذشت ، بيشتر در مورد قزوينى « 2 » صادق است تا عمرى « 3 » ، كه نوشته هايش متكى بر مشاهدات كسانى است ، كه بسرزمين مورد نظر مسافرت كرده‌اند . وى از جمله دربارهء گيلان و آسياى صغير اطلاعات بسيار ارزنده‌اى به دست مىدهد ؛ اما آنچه در مورد نواحى ديگر ايران مىنويسد ، چندان جامع و صحيح نيست . ابن بطوطهء « 4 » سياح ، به عنوان نويسنده اى كه خود شاهد تاريخ فرهنگ ايران است ، اهميت فراوان دارد ، اما آنچه وى دربارهء تاريخ زمان معاصر خود مى نويسد ، اغلب آكنده از خطا است ، و گاهگاه نيز از حدود قلمرو برخى فرمانروايان پا فراتر مىنهد . اين وجه تمايزى است ميان وى و مورخانى كه آثارشان اصولا خالى از اين مطالب است . اما نوشتهء دو تن از مورخان يعنى حمد اللّه مستوفى « 5 » و قلقشندى « 6 » چون اثر ابن بطوطه حاوى اطلاعاتى دربارهء نحوهء تقسيم بندى و ادارهء ايران است . ابن بطوطه و حمد اللّه وضع ايران را در آخرين قسمت از دوران فرمانروايى مغولان « 7 » ( كه هنوز وحدت حكومت در آن مشهود بود ) كه به مرگ ابو سعيد ختم مىشود ( 736 ه . ق . ) ، سخن مىگويند . قلقشندى نيز ظاهرا دربارهء همين زمان صحبت مىكند ، بى آنكه اين موضوع را تصريح كند . با اين همه بى ترديد تقسيم بندى ايالات ، حتى در هنگامى كه قدرت فرمانروايان
هامش
( 1 ) - وى از جمله سال فوت ميلادى را 668 ه . ق . نقل مىكند . ( 2 ) - فهرست منابع شمارهء 127 . ( 3 ) - فهرست منابع شمارهء 126 - 124 . ( 4 ) - فهرست منابع شمارهء 123 . ( 5 ) - فهرست منابع شمارهء 32 . - ر ك :. Barthold , Turk 507( 6 ) - فهرست منابع شماره‌هاى 134 و 135 . - نوشته‌هاى قلقشندى بيشتر متكى به اثر عمرى است ( 73 چ تا 76 چ ) . اما اطلاعاتى كه وى در مورد تقسيم‌بندى ايلات به دست مىدهد ، از عمرى دقيق‌تر است . ( 7 ) - ر ك :Barthold , Ani 143
تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 19 | برتولد اشپولر / محمود ميرآفتاب