كليساى نسطوريان را وصف مىكند « 1 » . اين نوشته كه بىشك همزمان با وقايعى كه تشريح مىكند ، بوجود آمده است و مىتوان آن را به عنوان يكى از شاهكارهاى ادبيات سريانى به حساب آورد ، وضع داخلى كليسا و رابطهء مغولان را با مسيحيان بطور بسيار روشن بر ما آشكار مىسازد ، و تصوير بسيار جالبى از اوضاع آن زمان را به دست مىدهد .
در توصيف اوضاع داخلى كليسا مىتوان به اطلاعاتى كه اين منابع در اختيار مىگذارد ، تكيه كرد ، اما در مورد تحولات سياسى بايد بسيار احتياط نمود .
تحولات سياسى در اين آثار صرفا از ديد مسيحيان نقل گرديده ، و لذا محتويات آن نشانهاى از طرز فكر مسيحيان دربارهء فرمانروائى مغولان است . به اين ترتيب داورى اين آثار بىطرفانه نيست . نوروز ، كه غازان را به تشرف به اسلام تشويق و كليساها ار به مسجد تبديل كرد ، در نظر مسيحيان به صورت يك ظالم جلوه مىكرد . بديهى است ، كه نوروز بىغلوغش نبود ، و غازان نيز پس از مدتى ناگزير او را نابود كرد « 2 » . اما تعجبآور اينست كه در سرگذشت جبلّهاسوم « 3 » و نيز در نوشتههاى جانشين بارهبراوس « 4 » براى گيختو فرمانرواى ناقابل كه خود بودائى ولى ضمنا متمايل به اسلام و مسيحيت بود ، و بايد وى بودايى كه براى آخرين بار كوشيد ، تا دشمنان اسلام را با يكديگر متحد كند ، اهميت فراوان قائل شدهاند ، در حالى كه لااقل گيخاتو سزاوار چنين قضاوتى نبوده است . و چون مىبينيم ، كه بارهبروس « 5 » نقل مىكند كه هلاكو در سال 1264 م به ايگنازسوم مطران كليساى يعقوبيان چنين گفته است « از ميان قوم شما مردان مقدسى نزد جدّ ما چنگيز خان آمدند ، و به وى ترس در برابر خداوند و نيز قوانين عادلانه آموختند » پىمىبريم ، كه
هامش
( 1 ) - فهرست منابع شمارهء 41
( 2 ) -Tasita 98 ff .( 3 ) -Tasita 89 - 98( 4 ) -Bar Hebraeus 577 - 594( 5 ) -Bar Hebraeus , Kirch . g . II 755