تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
خبر دهد . چون سردار دانشمند بهادر در سال 1307 م . شنيد ، كه وضع ستارگان براى لشكركشى وى مساعد نيست ، پاسخ داد ، كه از مدتها پيش اصولا به گفتهء منجمان ايمانى نداشته است « 1 » . و نيز هنگامى كه حسام الدين منجم دربار هلاكو پيش از حملهء به بغداد اطلاع داد ، كه وضع ستارگان براى انجام لشكركشى نامساعد است ، و از طرف ديگر خواجه نصير الدين و روحانيان بودائى گزارش مخالف دادند ، ايلخان خشمناك شد ، و دستور قتل حسام الدين را داد « 2 » .

نام‌گذارى

مغولان نيز مانند ساير اقوام باستانى براى نام‌گذارى اهميت مذهبى قائل بودند . چون انتخاب نام مبتنى بر تصورات مذهبى بود ، لذا پس از آنكه مغولان دين اصلى خود را ترك كردند ، و به اديان ديگر گرويدند ، در چگونگى نام‌گذارى نيز تغييراتى روى داد . رواج نام‌هاى تازه‌گذشته از دگرگونى بينش مذهبى مغولان نشانهء ضعف آداب و رسوم ملى در ميان آنان است . در اينجا تنها در اين‌باره سخن خواهيم گفت ، و به بحث دربارهء مسائل مربوط به لغت‌شناسى نخواهيم پرداخت . در خصوص موجبات دادن نام معينى به نوزاد ، گزارشهاى مختلف به ما رسيده است . روايت مىشود ، كه چون براى منكو در هنگام تولدش آتيهء درخشانى پيش‌بينى شد « 3 » ، اين نام را بر او گذاردند . ابن بطوطه گزارش مىدهد ، كه نوزاد را از روى نخستين شيئى كه به خانه وارد مىشد ، نام‌گذارى مىكردند . از جمله غازان را اين‌چنين نام نهادند ، چون كسى پس از ولادتش قزغانى ( كترى ) به خانه آورد ، و نام خربنده ( الجايتو ) ناشى از آنست ، كه يك خركچى وارد خيمه شد « 4 » . و نيز توشى ( مهمان -
هامش
( 1 ) - ميرخواند ج 5 : 134 . ( 2 ) - ميرخواند ج 5 : 81 . ( 3 ) - به روايتHyazinth 303( 4 ) - ابن بطوطه ج 2 : 115 .
تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 198 | برتولد اشپولر / محمود ميرآفتاب