تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
نيز دستور مىدادند نامشان را تغيير دهند « 1 » . اما اين اصل كه پس از مرگ اين بزرگ نام وى تا سه نسل ممنوع باشد ، در عمل هميشه مراعات نشده است . گذشته از آن به كار بردن اين كلمات كه در زندگى روزمره بر شيئى اطلاق مىشد ، نيز ممنوع مىگرديد . از جمله پس از مرگ تولى دستور داده شد ، كه براى آينه به جاى كلمهء مغولى « تلى » نام تركى « گره گو » به كار رود « 2 » . اما برعكس گفته مىشود ، كه تموچين ( چنگيز خان ) را به نام يكى از خان‌هاى مغول پس از مرگ وى چنين ناميدند « 3 » . شكلى ديگر از تغيير نام ديده مىشود ، كه در هنگام جلوس خان بر تخت فرمانروائى و يا به صورت القاب براى فرمانروايان و يا وزراء پيش مىآيد . ناگفته نماند ، كه در مورد نخست تغيير نام به ندرت صورت پذيرفته است . تنها خربنده ، كه نام خود را به سبب نواى ناخوش‌آيندش به خدابنده تغيير داده بود « 4 » ، در هنگام جلوس بر تخت فرمانروائى نام الجايتو ( خوشبخت ) بر خود گذارد . اما بيشتر ديده مىشود ، كه وزراء القابى گوش‌نواز بر خود گذارده‌اند . صدر الدين در سال 1292 م . خود را به « صدر جهان » و برادرش را به « قطب جهان » ملقب ساخت « 5 » . نجم الدين فرمانرواى ماردين كه به سال 1303 م . در دياربكر و ربيعه حكومت داشت ، لقب الملك المنصور « 6 » بر خود گذارد ، و بالاخره وزير ركن الدين صائن در سال 1324 م . لقب ملك ناصر الدين عادل را پذيرفت « 7 » . برخى از القاب نيز به منظور مشخص ساختن افراد به آنان داده مىشد ، از جمله لقب « كهين » كه از طرف اباقا به شمس الدين كرت فرمانرواى هرات « 8 » و يا « بزرگ و كوچك » كه به دو حسن داده شده بود .
هامش
( 1 ) - ر ك :Ohsson II 108( 2 ) -Vladimircov , Obsc . stroj 53 ; Erdmann 641( 3 ) - ميرخواند ج 5 : 11 . ( 4 ) - مفضل ج 3 : 95 ، 261 . ( 5 ) - رشيد الدين / وين 244 چ . ( 6 ) - رشيد الدين / وين 273 ر . ( 7 ) - حافظابرو 41 ر . ( 8 ) - زمجىb455 .